مسلمين كناره گرفته فرادى نماز مىخواند ! و معلل مىكند عمل خود را به اينكه شبهه مىكنم به دلم نمىچسبد ! ولى در عين حال از امامت مضايقه ندارد ! با آنكه كار امامت سختتر و جاى شبهه در آن بيشتر است ، ولى چون موافق هواى نفس است در آن شبهه نمىكند ! و از شئون وسوسه ، كه ابتلاى به آن زيادتر است ، وسوسه در قرائت است كه به واسطهء تكرار آن و تغليظ در اداى حروف آن گاهى از قواعد تجويديه خارج مىشود ، بلكه صورت كلمه به كلى تغيير مىكند ! مثلا « ضالّين » را به طورى ادا مىكند كه به قاف شبيه مىشود ! و حاء « رحمن و رحيم » و غير آنها را به طورى در حلق مىپيچد كه توليد صوت عجيبى مىكند ! و بين حروف يك كلمه را منفصل مىنمايد به طورى كه هيئت و مادهء كلمه به كلى به هم مىخورد و از صورت اصلى خود منسلخ مىشود . بالاخره نمازى كه معراج مؤمنين و مقرّب متقين و عمود دين است از جميع شئون معنويه و اسرار الهيهء آن غفلت شده و به تجويد كلمات آن پرداخته ، و در عين حال از تجويد كلمات سر به فساد آنها درآورده به طورى كه به حسب ظاهر شرع نيز مجزى نخواهد بود . آيا با اين وصف اينها از وساوس شيطان است ، يا از فيوضات رحمن كه شامل حال وسواسى مقدس نما شده است ؟ اين همه اخبار دربارهء حضور قلب و اقبال آن در عبادات وارد شده ، بيچاره چيزى را كه از حضور قلب علما و عملا فهميده است همان وسوسهء در نيّت و كشيدن مدّ « وَ لَا الضّالّين » را بيش از اندازه مقرره و كج نمودن چشم و دهان و غير آن را در وقت اداى كلمات [ است ] ! آيا اينها مصيبت نيست كه انسان از حضور قلب و معالجهء تشويش خاطر سالهاى سال غافل باشد و اصلا در صدد اصلاح آن نباشد و آن را شأنى از شئون عبادت نداند و طريق تحصيل آن را از علماى قلوب ياد نگيرد و آن را عمل نكند ، و به اين اباطيل ، كه به نصّ كتاب كريم از خنّاس لعين [ 1 ] و به نصّ صادقين ، عليهم السلام ، از عمل شيطان است [ 2 ] و به فتواى فقها عمل به واسطهء آن باطل است ، بپردازد ، سهل است ، آنها را از شئون قدس و طهارت به شمار آورد ؟ ! و گاهى مىشود كه وسوسه در انسان پيدا مىشود يا زياد مىشود به واسطهء آنكه جاهلان مثل خود آن را براى او در عداد فضايل به شمار آورند . مثلا از ديانت و قدس و تقواى او تعريف مىكنند كه اين شخص از بس متدين و مقدس است وسواسى شده است ! با اينكه وسوسه ربطى به ديانت ندارد ، بلكه مخالف دين و از جهل و نفهمى است ، ولى چون حقيقت امر را به او نگفتند و از او احتراز نكردند و او را سرزنش
هامش
[ 1 ] اشاره است به آيهء 4 و 5 سورهء « ناس » ،من شرّ الوسواس الخنّاس ، الّذى يُوَسوِسُ في صُدور النّاس( از شر شيطان وسوسه كننده كه در سينههاى مردم وسوسه مىكند . )
[ 2 ] در روايت عبد اللّه بن سنان از امام صادق عليه السلام آمده است « من عمل الشيطان » ، وسائل الشيعه ، ج 1 ، ص 46 . « كتاب الطهارة » ، « ابواب مقدمة العبادات » ، « باب 10 » ، حديث 1 .