و يكى ديگر از علائم و نشانههاى آن اين است كه توصيف حلم و بردبارى كند با آنكه متصف به آن نباشد . و اين خود نفاق و دوررويى است و ريا و شرك است ، چنانچه اظهار خشوع كردن و از ورع خالى بودن نيز از اوضح مصاديق شرك و ريا و نفاق و دورويى است .
پس ، اكنون كه معلوم شد اين صفت را مفاسدى عظيمه است كه هر يك از موبقات و مهلكات است . لازم است كه با هر رياضت و زحمتى است خود را از اين خصلت ننگآور و رذيلهء قلب خراب كن و ايمان كش نجات دهيم ، و دل را از اين ظلمت و كدورت تخليص كنيم ، و قلب را به خلوص نيت و صدق باطن مزين نماييم و صفا دهيم .
و در اين باب نكتهاى است كه انسان اگر قدرى تفكر كند در آن پشتش مىشكند . و آن اينست كه جناب صادق ، عليه السلام ، در ذيل اين علامات مىفرمايد : فدقّ اللّه من هذا خيشومه و قطع منه حيزومه . « بكوبد خدا بينى او را و قطع فرمايد كمرش را . » و اين عبارت يا اخبار است و يا دعا ، در هر صورت به وقوع پيوندد . زيرا كه اگر اخبار باشد ، اخبار صادق مصدّق است ، و اگر دعا باشد ، دعاى معصوم و ولىّ اللّه است و مستجاب خواهد شد . و اين خود كنايه از ذلت و خوارى و رسوايى است ، و شايد انسان در دو عالم رسوا و ذليل و خوار گردد . در اين عالم پيش آنان كه مىخواست آبرومند شود به واسطهء خود نمايى و اظهار فضيلت ، به عكس آبرويش ريخته و ارزشش كاسته شود و مغلوب و ذليل آنان شود كه مىخواست بر آنها تفوق پيدا كند . و در آن عالم در محضر ملائكة مقربين و انبياى مرسلين و اولياى معصومين و بندگان صالحين رسوا و خوار و ذليل و بيمقدار شود .
پس ، واى به حال ما اصحاب مراء و جدال و ارباب هواى نفسانيه و خصومات كه چقدر ما مبتلا هستيم به دست اين نفس خبيث بيعاطفه كه دست از ما بر نمىدارد تا در تمام نشآت و عوالم ما را هلاك كند ، و هيچگاه در صدد اصلاح آن بر نمىآييم و پنبهء غفلت در گوش كرده و از خواب سنگين طبيعت بر نخيزيم .
خداوندا ، تو مصلح عباد و [ مالك ] قلوب هستى ، وجود جميع موجودات در يد قدرت توست و قلوب بندگان در تحت نفوذ ارادهء تامهء تو ، ما مالك خود و نفع و ضرر و موت و حيات خويشتن نيستيم ، تو قلوب مظلمه و دلهاى با كدورت ما را به نور افاضهء خود روشن فرما ، و مفاسد ما را به فضل و عنايت خود اصلاح فرما ، و دستگيرى از اين ضعفاى بيچاره بنما .
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 377
مساهمون: السيد الخميني
ص٣٧٧