كنيم و بيهوده حسن ظنّ به خود نداشته باشيم . و ما پس از اين اشاره به اين علامات كه در اين حديث شريف ذكر فرمودند مىكنيم .
پس ، معلوم شد كه طالب علوم به تقسيم اوّلى كلى دو طايفهاند : يكى آنكه مقصدش الهى ، و ديگر آنكه نفسانى باشد . و توان گفت كه اين طايفه غايت مقصدشان جهل است ، زيرا كه علوم صوريه كه از براى آنها حاصل شود به حسب حقيقت جهالات مركبه و حجب ملكوتيه است . و اين دو طايفه كه حضرت صادق ، عليه السلام ، در اين حديث شريف ، كه ما به شرح آن پرداختيم ، ذكر فرمودند در اين مقصد كه ذكر شد شركت دارند ، زيرا كه اصحاب مراء و جدال و همين طور اصحاب استطاله و ختل هر دو اصحاب جهالات و ارباب ضلالات هستند . و از اين جهت آن جهل را كه آن بزرگوار [ از ] علائم طايفهء اولى قرار داده است توان گفت غير از اين معنى متعارف است ، بلكه يا مقصود از آن تعميهء امور و القاى مردم در جهالت است ، يا مقصود از جهل تجاهل و عدم قبول حق است ، چنانچه اين هر دو از خواص اصحاب مراء و جدال است . آنها امور حقه و حقايق رايجه را انكار كنند و جهل ورزند براى پيشرفت حرف خود و گرمى بازار باطل و رواج متاع كاسد خويش .
و اينكه حضرت مردم را سه طايفه قرار دادند - با آنكه با يك تقسيم بيش از دو طايفه نيستند و آن تقسيم اوّلى كلى داير بين نفى و اثبات است ، و به يك اعتبار و تقسيم از سه طايفه بيشترند - توان گفت براى آن است كه خواستند دو طايفهء عظيمه و دو نوع بزرگ را كه بيشتر اصحاب جهالات و ضلالات به آن دو رجوع كنند ذكر فرمايند ، و لهذا در روايت ديگر آنها را دو طايفه قرار دادند .
كافى بإسناده عن أبي عبد اللّه ، عليه السّلام ، قال : من أراد الحديث لمنفعة الدّنيا ، لم يكن له في الآخرة نصيب . و من أراد به خير الآخرة ، أعطاه اللّه خير الدّنيا و الآخرة . « 1 » فرمود « كسى كه اراده نمايد حديث را براى منفعت دنيا ، از براى او در آخرت بهرهاى نيست . و كسى كه اراده كند به آن آخرت را ، عطا فرمايد خدا به او خير دنيا و آخرت را . »
فصل
ما پيشتر ذكر مفاسد مراء و جدال را در ضمن يكى از احاديث شريفه كرديم ، « 2 »
هامش
( 1 ) اصول كافى ، ج 1 ، ص 44 ، « كتاب فضل العلم » ، « باب المستأكل بعلمه » ، حديث 2 .
( 2 ) ص 25 .