مىدانند ، و وصيتها در اين باب به متعلمين مىنمايند ، زيرا كه به تصفيهء نفوس و صقالت آن ، جهت ارتباط به مبادى عاليه قوّت گيرد . و اينكه جناب ربوبى جلّ جلاله در كريمهء مباركهء :
اتَّقُوا اللَّه وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّه
[ 1 ] تعليم الهى را مربوط به تقوى فرموده براى همين است كه تقوى صفاى نفس دهد و آن را به مقام غيب مقدس مرتبط كند ، پس تعليم الهى و القاى رحمانى واقع گردد ، زيرا كه در مبادى عاليه بخل محال است و آنها واجب الفياضيه هستند ، چنانچه واجب الوجود بالذات واجب از جميع حيثيات است .
و اگر نفس به واسطهء توجه به تعمير خود و مأكل و مشرب خويش و به أنانّيت نفسانيه اشتغال به علوم پيدا كرد و غايت غير الهى شد ، القائاتى كه به او شود القاى شيطانى است . و يكى از موازين غير متخلفى ، كه گمان مىكنم اهل معارف آن را ذكر نكردند ، در امتياز بين القائات رحمانى و شيطانى همين است كه ذكر شد ، كه خود انسان در بسيارى اوقات مىتواند بفهمد . و آنچه به اين نفس غير پرهيزناك داراى كدورت القا گردد از قبيل جهالات مركبه است كه درد بيدرمان نفوس و خار طريق آنهاست ، زيرا كه ميزان در علم حصول مفهومات كليه و اصطلاحات علميه نيست ، بلكه ميزان آن رفع حجز از چشم بصيرت نفس است و فتح باب معرفة اللّه است ، و علم حقيقى آن است كه چراغ هدايت ملكوت و صراط مستقيم تقرب حق و دار كرامت او باشد . و هر چه جز اين است ، گرچه در عالم ملك و قبل از رفع حجب طبيعت به صورت علوم است و اصحاب آن پيش ارباب محاورات و مجادلات از علما و عرفا و فقها به شمار آيند ، ولى پس از رفع حجاب از چشم قلب و برداشته شدن پردهء ملكوت و بيدار شدن از خواب سنگين ملك و طبيعت ، معلوم شود كه غلظت اين حجاب از تمام حجابها بيشتر بوده ، و اين علوم رسميه سرتاسر حجب غليظهء ملكوتيه بوده كه بين هر يك تا ديگرى فرسخها راه مسافت داشته و ما از آن غافل بوديم . النّاس نيام فإذا ماتوا انتبهوا . [ 2 ] « مردم در خوابند ، و وقتى كه مردند بيدار شوند » و معلوم شود كه در چه كاريم همه و افتضاح و رسوايى اينجاست كه پس از پنجاه سال تحصيل ، يا كمتر يا بيشتر ، خود ما نيز در اشتباه هستيم و گاهى گمان مىكنيم كه تحصيلات ما براى خداست ، و از مكايد شيطان و نفس غفلت داريم ، براى آنكه حبّ نفس پردهء ضخيم بزرگى است كه معايب ما را بر ما پوشانده . و از اين جهت اولياى اطهار و ائمهء و الا تبار ، عليهم سلام اللّه ، براى فهماندن خود ما نيز آثار و علائمى جهت امتياز ذكر فرمودند كه ما خود را به آن بشناسيم و نفس خويش را محك
هامش
[ 1 ] « از خدا پروا كنيد و خدا به شما مىآموزد . » ( بقره - 282 ) .
[ 2 ] شرح على المأة كلمة ، « كلمهء » دوم ، ص 54 ، و عوالى اللئالى ، ج 4 . ص 73 ، حديث 48 ، از امير المؤمنين ( ع ) .