تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
نصر خداوند و نور هدايت و جذبهء آن ذات مقدس اين فتح و ساير فتوحات واقع مىشود . و مادامى كه سالك در عالم قلب است و رسوم و تعينات قلبيه در او حكمفرماست ، باب اسماء و صفات بر او مغلق و منسد است . و پس از آنكه به تجليات اسمائى و صفاتى رسوم عالم قلب فانى شد و آن تجليات صفات قلب و كمالات آن را افنا نمود « فتح مبين » رو دهد ، و باب اسماء و صفات به روى او مفتوح گردد و رسوم متقدمهء نفسيه و متأخرهء قلبيه زايل و فانى شود و در تحت غفاريت و ستاريت اسماء مغفور گردد . و گويند اشاره به اين فتح است قول خداى تعالى :
إنّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبيناً . لِيَغْفِرَ لَكَ اللّه ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأخَّرَ
. ما فتح آشكاراى عالم اسماء و صفات را بر تو نموديم تا در تحت غفاريت اسماء الهيه ذنوب نفسيهء متقدمه و قلبيهء متأخره مغفور شود . و اين فتح باب « ولايت » است . و مادامى كه سالك در حجاب كثرت اسمائى و تعينات صفاتى است ، ابواب تجليات ذاتيه به روى او مغلق است . و چون تجليات ذاتيهء احديه براى او شود و جميع رسوم خلقيه و امريه را فانى نمايد و عبد را مستغرق در عين جمع نمايد ، « فتح مطلق » شود و ذنب مطلق مغفور گردد ، و با تجلّى احدى ذنب ذاتى ، كه مبدأ همهء ذنوب است ، ستر شود : وجودك ذنب لا يقاس به ذنب . [ 1 ] و گويند اشاره به اين فتح است قول خداى تعالى :
إذا جاءَ نَصْرُ اللّه وَ الفَتْحُ
. [ 2 ] پس با « فتح قريب » ابواب معارف قلبيه مفتوح شود و ذنوب نفسيه مغفور گردد . و با « فتح مبين » ابواب ولايت و تجليات الهيه مفتوح گردد ، و بقاياى ذنوب نفسيهء متقدمه و ذنوب قلبيهء متأخره آمرزيده شود . و با « فتح مطلق » فتح تجليات ذاتيهء احديه گردد و ذنب مطلق ذاتى مغفور شود . و بايد دانست كه فتح قريب و فتح مبين عام است نسبت به اوليا و انبيا و اهل معارف . و اما فتح مطلق از مقامات خاصهء ختميه است ، و اگر براى كسى حاصل شود ، بالتبعيه و به شفاعت آن بزرگوار واقع مىشود . و از اين بيانات معلوم شد كه از براى ذنب و گناه مراتبى است كه بعضى از آن از حسنات ابرار شمرده شود ، و بعضى براى خلّص ذنب است . و گويند كه رسول اكرم ، صلّى اللّه عليه و آله ، فرموده : ليران ( أو ليغان ) على قلبى ، و إنّى لأستغفر اللّه في كلّ يوم سبعين مرّة . « 1 » اين كدورت توجه به كثرت تواند بود ، ولى از قبيل خواطر بوده كه به زودى زايل مىشده . و در حديث است كه رسول خدا ، صلّى اللّه عليه و آله ، از هيچ مجلسى بيرون تشريف نمىبرد مگر آنكه بيست و پنج مرتبه استغفار
هامش
[ 1 ] « وجود تو خود گناهى است كه با هيچ گناهى قابل قياس نيست . » [ 2 ] « زمانى كه يارى خدا و پيروزى و گشايش فرا رسيد . » ( نصر - 1 ) . ( 1 ) حديث 6 ، پاورقى 17 .
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 342 | السيد الخميني