تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
قسم است : شكر قلب ، و آن تصور نعمت است . و شكر به زبان ، و آن ثناى بر منعم است . و شكر به ساير اعضا ، و آن مكافات نعمت است به قدر استحقاق آن . » « 1 » و عارف محقق ، خواجهء انصارى « 2 » ، فرمايد : « شكر اسمى است براى معرفت نعمت ، زيرا كه آن طريق معرفت منعم است . » « 3 » و شارح محقق گويد : « تصور نعمت از منعم و معرفت اينكه آن نعمت اوست عين شكر است . چنانچه از حضرت داود ، عليه السلام ، روايت شده كه گفت : « اى پروردگار ، چگونه شكر تو كنم با آنكه شكر نعمت ديگرى است و شكرى خواهد ! » خداى تعالى وحى فرمود به سوى او : « اى داود ، وقتى كه دانستى كه هر نعمتى كه به تو متوجه است از من است شكر مرا كردى . » « 4 » نويسنده گويد كه آنچه را كه اين محققين ذكر فرمودند مبنى بر مسامحه است . و الا شكر عبارت از نفس معرفت به قلب و نفس اظهار به لسان و عمل به جوارح نيست ، بلكه عبارت از يك حالت نفسانيه است كه آن حالت خود اثر معرفت منعم و نعمت و اينكه آن نعمت از منعم است مىباشد ، و ثمرهء اين حالت اعمال قلبيه و قالبيه است . چنانچه بعضى محققين قريب به اين معنى فرمودند گر چه آن فرموده نيز خالى از مسامحه نيست . فرموده است : « بدان كه شكر مقابل نمودن نعمت است به قول و فعل و نيّت . و از براى آن سه ركن است : اوّل ، معرفت منعم و صفات لايقهء به او ، و معرفت نعمت از حيث اينكه آن نعمت است . و كامل نشود اين معرفت مگر آنكه بداند كه تمام نعمتهاى ظاهره و خفيه از حق تعالى است و ذات مقدس او منعم حقيقى است ، و وسايط هر چه هست منقاد حكم او و مسخر فرمان او هستند . دوم ، حالتى است كه ثمرهء اين معرفت است . و آن خضوع و تواضع و سرور به نعمت است از جهت آنكه آن هديه‌اى است كه دلالت كند بر عنايت منعم به تو . و علامت آن آنست كه فرحناك نشوى از دنيا مگر به آن چيزى كه موجب قرب به حق شود . سوم ، عملى است كه ثمرهء اين حالت است . زيرا كه اين حالت وقتى در قلب پيدا شد ، يك حالت نشاطى براى عمل موجب قرب حق در قلب حاصل شود ، و آن عمل متعلق است به قلب و زبان و ديگر جوارح . اما عمل قلب ، عبارت است از قصد تعظيم و تحميد و تمجيد منعم و تفكر در صنايع و افعال و آثار لطف او و قصد رساندن خير و احسان نمودن بر جميع بندگان او . و اما عمل زبان ، اظهار آن مقصود
هامش
( 1 ) المفردات في غريب القرآن ، ص 265 ، ذيل « شكر » . ( 2 ) حديث 2 ، پاورقى 22 . ( 3 ) منازل السائرين ، ص 41 ، « قسم الاخلاق » ، باب « الشكر » . ( 4 ) شرح منازل السائرين ، ص 91 ، « قسم الاخلاق » ، باب « الشكر » .