تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
ازلى و متعلق و محيط به هر چيز است قبل از ايجاد . و حكما در تحقيق امتحان و ابتلا بسط كلام داده‌اند كه ذكر آن خارج از ميزان است . پس ، نتيجهء امتحان مطلقا - كه اين دو كه ذكر شد از بزرگترين آنها است - امتياز سعد و شقى است . در اين امتحان و اختبار نيز حجت خدا بر خلق تمام شود و هلاكت و شقاوت و سعادت و حيات هر كسى از روى حجت و بيّنه واقع گردد و راه اعتراض باقى نماند . هر كس تحصيل سعادت و حيات جاويدان نمايد ، به هدايت و توفيق حق است ، زيرا كه تمام اسباب تحصيل را مرحمت فرموده . و هر كس تحصيل شقاوت نمايد و رو به هلاكت رود و تبعيت نفس و شيطان كند ، با فراهم بودن جميع طرق هدايت و اسباب كسب سعادت ، خود به اختيار خود به هلاكت و شقاوت فرو رفته و حجت بالغهء حق بر او تمام است : لها ما كسبت و عليها ما اكتسبت . « 1 »

فصل در بيان نكتهء شدّت ابتلا انبياء و اوصياء و مؤمنين

بدان كه پيش از اين مذكور شد « 2 » كه هر عملى كه از انسان صادر مىشود ، بلكه هر چه در ملك بدن واقع شود و متعلق ادراك نفس شود ، از آن يك نحو اثرى در نفس واقع شود ، چه اعمال حسنه باشد يا سيّئه ، كه از اثر حاصل از آنها در لسان اخبار به « نكتهء بيضاء » و « نكتهء سوداء » تعبير شده ، [ 1 ] و چه از سنخ لذايذ باشد يا سنخ آلام باشد . مثلا از هر لذتى كه از مطعومات يا مشروبات يا منكوحات و جز آنها انسان مىبرد ، در نفس اثرى از آن واقع مىشود و ايجاد علاقه و محبتى در باطن روح نسبت به آن مىشود و توجه نفس به آن افزون مىشود . و هر چه در لذات و مشتهيات بيشتر غوطه زند ، علاقه و حب نفس به اين عالم شديدتر گردد و ركون و اعتمادش بيشتر شود ، و نفس تربيت شود و ارتياض پيدا كند به علاقهء به دنيا ، و هر چه لذايذ در ذائقه‌اش بيشتر شود ، ريشهء محبتش بيشتر گردد ، و هر چه اسباب عيش و عشرت و راحت فراهمتر باشد ، درخت علاقهء دنيا برومندتر گردد . و هر چه توجه نفس به دنيا بيشتر گردد . به همان اندازه از توجه به حق و عالم آخرت غافل گردد ، چنانچه اگر ركون نفس به كلى به دنيا شد و وجههء آن مادى و دنياوى گرديد ، سلب توجه از حقّ تعالى و دار كرامت او به كلى گردد و أخلد إلى الأرض و اتّبع هواه [ 2 ] شود .
هامش
[ 1 ] زرارة عن أبي جعفر ( ع ) - قال [ قال : ] ما من عبد إلّا و في قلبه نكتة بيضاء ، فإذا أذنب ذنبا ، خرج في النكتة نكتة سوداء ، فإن تاب ، ذهب ذلك السّواد . و إن تمادى في الذّنوب ، زاد ذلك السّواد حتّى يغطي البياض ، فإذا تغطّى البياض ، لم يرجع صاحبه إلى خير أبدا . . . ( زرارة از امام باقر ( ع ) روايت كرده است كه فرمود : « هيچ بنده‌اى نيست مگر در دل او نقطهء سفيدى است ، و چون گناهى انجام دهد ، نقطهء سياهى در آن پيدا شود ، سپس اگر توبه كند ، آن سياهى از بين مىرود ، و اگر به گناه ادامه دهد بر آن سياهى افزوده شود چندانكه سفيدى را بپوشاند ، و چون سفيدى پوشيده بود ، صاحب آن هرگز به نيكى و خوبى باز نمىگردد . . . ) اصول كافى ، ج 2 ، ص 273 ، « كتاب ايمان و كفر » ، « باب الذنوب » ، حديث 20 . [ 2 ] « به سوى زمين گراييد ( پستى طلبيد ) و هواى نفس خويش را پيروى كرد . » ( اعراف - 176 ) . ( 1 ) ( بقره - 286 ) . ( 2 ) ص 123 .