رحمه اللّه ، اين دو احتمال را بدون بيانى كه ما تقريب كرديم احتمال دادهاند و اوّلى را تقويت فرموده . « 1 » و في رواية أخرى عن حريز : تكلّموا في كلّ شيء ، و لا تتكلّموا في ذات اللّه [ 1 ] و به اين مضمون و قريب به آن بعض روايات ديگر وارد است كه ذكر همه ضرور نيست .
و في الكافى عن أبي جعفر ، عليه السّلام ، قال : إيّاكم و التّفكّر في اللّه ، و لكن إذا أردتم أن تنظروا إلى عظمته ، فانظروا إلى عظيم خلقه . « 2 » و اين روايت نيز ظاهر در اين است كه مراد از تفكر تفكر در كنه ذات است ، زيرا كه در ذيل حديث فرمايد :
« اگر خواستيد عظمت حق تعالى را نظر كنيد ، استدلال كنيد از عظمت خلق بر عظمت حق تعالى . » و اين بر سبيل مثال است و براى نوع مردم است كه طريق معرفت آنها تفكر در خلق است .
اينها ، و بعض احاديث ديگر كه قريب به اينهاست ، احاديث وارده در نهى از تكلم و تفكر است كه معلوم شد خود آنها بنفسها دلالت بر مطلوب ما مىنمايد .
و چيزى كه واضح مىنمايد مقصد را ، حديث شريف كافى است در باب تفكر : بإسناده عن أبي عبد اللّه ، عليه السّلام ، قال : أفضل العبادة إدمان التّفكّر في اللّه و في قدرته . « 3 » پس تفكر در حق و اثبات ذات ، و تفكر در قدرت و ساير اسماء و صفات ، علاوه بر آنكه منهى نيست ، افضل عبادات است .
و در حديث شريف كافى وارد است كه سئل علىّ بن الحسين ، عليهما السّلام ، عن التّوحيد ، فقال : إنّ اللّه عزّ و جلّ علم أنّه يكون في آخر الزّمان أقوام متعمّقون ، فأنزل اللّه تعالى
« قُل هُوَ اللَّه أَحَدٌ »
و الآيات من سورة « الحديد » إلى قوله :
« وَ هُوَ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ »
فمن رام وراء ذلك فقد هلك . [ 2 ] پس ، معلوم مىشود اين آيات شريفه ، كه توحيد و تنزيه حق و بعث و رجوع موجودات در آن وارد است ، براى متعمقين و ارباب فكرهاى دقيق نازل شده . باز هم بايد گفت فكر در حق تعالى حرام است ؟ آيا كدام عارف و حكيم بيشتر از معارف وارده در اوّل سورهء « حديد » آورده ؟ غايت معرفت آنها رسيدن به اين است كه سبّح للّه ما فِي السَّمواتِ وَ الأَرْضِ . [ 3 ] . آيا از آيهء شريفهء
هُوَ الأوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظّاهِرُ وَ الباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَليمٌ
. [ 4 ] كى براى توصيف حق تعالى و جلوات ذات مقدسش بهتر بيانى دارد ؟ به
هامش
[ 1 ] « در باب هر چيز سخن بگوييد ولى در ذات خدا گفتگو مكنيد . » اصول كافى ، ج 1 ، ص 92 ، « كتاب توحيد » ، « باب النهى عن الكلام في الكيفية » ، دنبالهء حديث 1 .
[ 2 ] « از على بن الحسين ( ع ) دربارهء توحيد پرسيدند فرمودند : « همانا خداوند عزّ و جلّ مىدانست كه در آخر زمان پارهاى از مردم ژرف انديش خواهند آمد ، پس خداوند تعالى قُل هو اللّه احد و آياتى از سورهء « حديد » تا آيهء و هو عليم بذات الصدور را فرو فرستاد ، پس هر كس فزون از آن را اراده كند هلاك شده است . » اصول كافى ، ج 10 ، ص 91 ، « كتاب توحيد » ، « باب النسبة » ، حديث 3 .
[ 3 ] « آنچه در آسمانها و زمين است خدا را تنزيه مىكنند . » ( حديد - 1 ) .
[ 4 ] « او آغاز و پايان و آشكار و نهان است و او به همه چيز داناست . » ( حديد - 3 ) .
( 1 ) مرآة العقول ، ج 1 ، ص 322 ، « كتاب توحيد » ، « باب النهى عن الكلام في الكيفية » ، حديث 1 .
( 2 ) اصول كافى ، ج 1 ، ص 93 ، « كتاب توحيد » ، « باب النهى عن الكلام في الكيفية » ، حديث 7 .
( 3 ) پاورقى 9 .