انبيا و آمال عرفا بوده ، و قرآن كريم و احاديث شريفه مشحون از علم به ذات و كمالات و اسماء و صفات ذات مقدس است ، و ملحدين اسماء را حق تعالى تعيير فرموده . و هيچ كتابى از كتب حكما و متكلمين بيشتر از كتاب كريم الهى و كتب معتبرهء اخبار ، مثل اصول كافى و توحيد شيخ صدوق ، غور در اثبات ذات و اسماء و صفات ننمودند . و فرق بين مأثورات از انبيا و كتب حكما فقط در اصطلاحات و اجمال و تفصيل است ، نه چنانچه فرق بين فقه و اخبار راجعهء به فقه در اصطلاحات و اجمال و تفصيل است ، نه در معنى . ليكن مصيبت در آن است كه در لباس اهل علم بعضى از جاهلان پيدا شده در قرون اخير كه نديده و نسنجيده و از كتاب و سنّت عارى و برى بوده ، مجرد جهل خود را دليل بطلان علم به مبدأ و معاد دانسته ، براى رواج بازار خود نظر در معارف را ، كه غايت مقصد انبيا و اوليا ، سلام اللّه عليهم ، است و سر تا پاى كتاب خدا و اخبار اهل بيت ، سلام اللّه عليهم ، مشحون از آن است ، حرام شمرده و هر ناسزايى و تهمتى را از اهل آن دريغ ندانسته و قلوب بندگان خدا را از علم به مبدأ و معاد منصرف كرده و اسباب تفرقهء كلمه و شتاب جمعيت مسلمين گرديده ، و از او اگر سؤال شود كه اين همه تكفير و تفسيق براى چيست ، متشبّث شود به حديث لا تتفكّروا في ذات اللّه [ 1 ] . اين بيچارهء جاهل از دو جهت در اشتباه و جهالت است : يكى آنكه گمان كرده حكماء تفكر در ذات مىكنند ، با آنكه آنها تفكر در ذات را و اكتناه آن را ممتنع مىدانند ، و اين خود يكى از مسائل مبرهنهء آن علم است . و ديگر آنكه معنى حديث را ندانسته ، گمان كرده مطلقا راجع به ذات مقدس نبايد اسمى برده شود .
ما اكنون بعضى از روايات را مىنگاريم ، و جمع بين آنها - آنچه به نظر قاصر خويش رسد - مىكنيم و حكم را انصاف قرار مىدهيم . گرچه اين از شرح حديث و قرار داد ما قدرى خارج است ، ولى براى رفع شبهه و إبطال باطل شايد ضرور باشد .
كافى بإسناده عن أبي بصير ، قال : قال أبو جعفر ، عليه السّلام : تكلّموا في خلق اللّه و لا تتكلّموا في اللّه ، فإنّ الكلام في اللّه لا يزداد صاحبه الّا تحيّرا . [ 2 ] و اين حديث شريف خود دلالت دارد بر آنكه مقصود از تكلم [ تكلم ] در اكتناه ذات و كيفيت آن است به مناسبت تعليل آن ، و الا تكلم در اثبات ذات و ساير كمالات و توحيد و تنزيه آن موجب تحير نگردد . و مىشود كه نهى باشد از كسانى كه تكلم در اين مقامات هم براى آنها اسباب تحير شود . و مرحوم محدّث مجلسى « 1 » ،
هامش
[ 1 ] تفسير القرآن الكريم ، ج 4 ، ص 421 و همچنين اين مفهوم با عبارات مختلف نقل شده است . اصول كافى ، ج 1 ، ص 93 ، « كتاب التوحيد » باب النهى عن الكلام في الكيفيه ، حديث 7 . توحيد صدوق ، ص 454 - 457 ، باب 67 ، احاديث 1 و 2 و 9 . علم اليقين ج 1 ، ص 95 . المحجة البيضاء ، ج 8 ، ص 193 و 210 .
[ 2 ] « كافى با سند خود از أبو بصير روايت مىكند كه گفت امام باقر ( ع ) فرمود : « از آفريدههاى خداوند سخن بگوييد و از [ ذات ] خدا سخن مگوييد ، زيرا سخن از ذات خدا مايهء سرگردانى بيشتر گويندهء است . » اصول كافى ، ج 1 ، ص 92 ، « كتاب توحيد » ، « باب نهى عن الكلام في الكيفية » ، حديث 1 .
( 1 ) حديث 1 ، پاورقى 14 .