تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
جان دوست قسم كه اگر براى حقيّت كتاب كريم الهى جز اين آيهء شريفه نبود ، براى اهل دل كفايت مىكرد . قدرى مراجعه نماييد به كتاب خدا و خطب و آثار و اخبار رسول اكرم و خلفاى معصومين او ، سلام اللّه عليهم ، ببينيد در هر مقصد از مقاصد معارف كه تصور مىشود كدام حكيم و عارف بيشتر از آنها بيانى نموده . تمام كلماتشان مشحون از توصيف حق و استدلال بر ذات و صفات ذات مقدس است ، به طورى كه هر طايفه‌اى به قدر فهم خود از آن برخوردار مىشود . پس ، از مجموع اين اخبار معلوم مىشود كه تفكر در ذات به يك مرتبه ممنوع است كه آن تفكر كنه ذات و كيفيت آن است ، چنانچه در حديث شريف كافى وارد است : من نظر في اللّه كيف هو هلك [ 1 ] يا آنكه جمع بين اخبار ناهيه و آمره شود به اينكه يك دسته از مردم كه قلوبشان طاقت استماع برهان ندارد و استعداد ورود در اين گونه مباحث ندارند ، وارد نشوند ، چنانچه شاهد بر اين جمع در خود روايات است . و اما كسانى كه اهل آن هستند ، براى آنها راجح ، بلكه افضل از جميع عبادات ، است . در هر صورت ، ما از مقصد و قرار داد خود به كلى خارج شديم ، ولى چاره‌اى نبود جز تعرض به اين مطلب فاسد و تهمت غير مرضىّ حق ، كه در اين عصرهاى اخير متداول شده در السنه ، شايد تأثيرى در بعض قلوب كند . و اگر يك نفر قبول اين قول كند ، براى من كفايت كند . و الحمد للّه و إليه المشتكى [ 2 ] .

فصل در تفكر در مصنوع است

- يكى ديگر از درجات تفكر ، فكرت در لطايف صنعت و اتقان آن و دقايق خلقت است ، به قدرى كه در طاقت بشر است . و نتيجهء آن علم به مبدأ كامل و صانع حكيم است . و اين عكس برهان صدّيقين است ، زيرا كه مبدأ برهان در آن مقام حق تعالى عزّ اسمه است ، و از آن علم به تجليات و مظاهر و آيات حاصل شود ، و در اين مقام مبدأ برهان مخلوقات است ، و از آنها علم به مبدأ و صانع حاصل شود . و اين برهان براى عامه است و آنها را حظى از برهان صدّيقين نيست ، و لهذا شايد بسيارى
هامش
[ 1 ] « هر كه دربارهء چگونگى خدا بينديشد هلاك شود . » اصول كافى ، ج 1 ، ص 93 ، « كتاب توحيد » ، « باب النهى عن الكلام في الكيفية » ، حديث 5 . [ 2 ] « ستايش مخصوص خداست و شكايت نزد اوست . »