تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
از حجاب غليظ علم و برهان رست ، با تفكر سر و كارى ندارد و بى واسطهء برهان ، بلكه بى واسطهء موجودى ، در آخر كار و منتهاى سلوك ، به مشاهدهء جمال جميل مطلق نايل گردد و به لذت دائم سرمد برسد ، و از عالم و هر چه در اوست وارهد و در تحت قباب كبريايى به فناى كلى باقى ماند ، و از او اسم و رسمى باقى نماند و مجهول مطلق گردد ، مگر آنكه عنايت حق شامل حال او گردد و او را ارجاع به مملكت خود و ممالك وجود به مقدار سعهء وجود عين ثابت او نمايد ، و در اين رجوع كشف سبحات جمال و جلال براى او گردد ، و در آيينهء ذات اسماء و صفات را مشاهده نمايد ، و از آن به شهود عين ثابت خود و هر چه در ظل حمايت اوست نايل شود ، و كيفيت سلوك مظاهر و رجوع به ظاهر بر قلب او كشف شود ، پس ، به خلعت نبوت مفتخر گردد . و اختلاف مقامات انبيا و رسل در اين مقام ظاهر شود ، و مقدار سعه و ضيق دايرهء رسالت و مبعوث منه و مبعوث إليه در اين مقام براى آنها منكشف گردد ، و بسط مقال در اين مقام مناسبتى با وضع اين اوراق ندارد . پس ، از آن ، بلكه از برهان صدّيقين نيز ، صرف نظر نموديم ، زيرا كه آن را مقدماتى است كه شرح آنها موجب تطويل شود .

تتميم در بيان تفكر ممنوع و مرغوب در ذات حق

ببايد دانست كه اينكه ما گفتيم تفكر در ذات و اسماء و صفات ، ممكن است جاهل گمان كند كه تفكر در ذات ممنوع است به حسب روايات ، و نداند كه آن تفكر كه ممنوع است تفكر در اكتناه ذات و كيفيت آن است ، چنانچه از روايات شريفه استفاده مىشود . و گاهى نيز غير اهل را منع كردند از نظر به بعضى معارف كه مقدمات دقيقه داشته ، چنانچه حكما نيز در هر دو مقام موافق‌اند . اما استحالهء اكتناه ذات در كتب آنها مبرهن است [ 1 ] ، و منع از تفكر آن نزد جميع مسلّم . و اما شرايط دخول در اين علوم و منع تعليم غير اهل ، در كتب آنها مذكور و وصيت آنها در اوايل كتب يا اواخر آن مسطور است ، چنانچه دو امام فن و فيلسوف بزرگ اسلام ، شيخ ابو على سينا « 1 » ، و صدر المتألّهين [ 2 ] ، در آخر اشارات « 2 » ، و اوّل اسفار « 3 » ، وصيت بليغ در اين باب فرمودند . فراجع . و اما نظر در ذات براى اثبات وجود و توحيد و تنزيه و تقديس آن ، غايت ارسال
هامش
[ 1 ] شرح اصول كافى ، صدر المتألهين ، ج 1 ، ص 251 ، « كتاب التوحيد » ، « باب النهى عن الكلام في الكيفيّة » . و نقد النصوص في شرح نقش الفصوص ، جامى ، ص 27 و 28 . [ 2 ] محمد بن إبراهيم شيرازى ( 979 - 1050 ) ملقب به « صدر الدين » و « صدر المتألهين » معروف به صدرا و ملّا صدرا از بزرگان حكماى اسلامى است . وى بنيانگزار « حكمت متعاليه » است و صاحب آراء بديعى در فلسفه مىباشد . مكتب فلسفى صدر المتألهين پس از او بر ديگر مكاتب فلسفى برترى يافت . و بيشتر حكماى اسلامى پس از او از پيروان مكتب او بشمار مىروند . مهمترين اثر وى اسفار اربعه است كه در بر دارندهء آراء و نظريات فلسفى او بنحو گسترده مىباشد . از آثار ديگر اوست : تفسير القرآن الكريم ، شرح اصول كافى ، مبدأ و معاد ، مفاتيح الغيب ، شواهد الربوبيّه ، اسرار الآيات ، حاشيه بر شفا . وى از شاگردان محقق داماد ، مير فندرسكى و شيخ بهائى است . ملا محسن فيض و عبد الرزاق لاهيجى ( فيّاض ) از شاگردان معروف او هستند . ( 1 ) حديث 1 ، پاورقى 46 . ( 2 ) اشارات ، ج 3 ، ص 419 ، « خاتمه و وصية » . ( 3 ) اسفار ، ج 1 ، مقدمه ، ص 10 .