تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
مىفرمايد : و اللّه لابن أبي طالب آنس بالموت من الطّفل بثدى أمّه . « 1 » « به خدا قسم كه پسر أبو طالب مأنوستر است به مردن از بچه به پستان مادرش . » زيرا كه آن سرور حقيقت اين عالم را مشاهده كرده به چشم ولايت ، و جوار رحمت حق تعالى را به هر دو عالم ندهد . و اگر به واسطهء مصالحى نبود ، در اين محبس ظلمانى طبيعت نفوس طاهرهء آنها لحظه‌اى توقّف نمىكرد . و خود وقوع در كثرت و نشئهء ظهور و اشتغال به تدبيرات ملكى ، بلكه تأييدات ملكوتى ، براى محبين و مجذوبين رنج و المى است كه ما تصور آن را نمىتوانيم كنيم . بيشتر نالهء اوليا از درد فراق و جدايى از محبوب است و كرامت او ، چنانچه در مناجاتهاى خود اشاره بدان كرده‌اند ، [ 1 ] با اينكه آنها احتجابات ملكى و ملكوتى را نداشته‌اند و از جهنم طبيعت گذشته‌اند و آن خامده بوده و فروزان نبوده [ 2 ] و تعلقات عالم در آنها نبوده و قلوب آنها خطيئهء طبيعى نداشته ، ولى وقوع در عالم طبيعت خود حظ طبيعى است ، و التذاذ قهرى كه در ملك حاصل مىشد ، براى آنها و لو به مقدار خيلى كم هم باشد اسباب حجاب بوده . چنانچه از حضرت رسول اكرم ، صلّى اللّه عليه و آله ، منقول است كه مىفرمود : ليغان على قلبي و إنّى لأستغفر اللّه في كلّ يوم سبعين مرّة . [ 3 ] و شايد خطيئهء حضرت آدم ، ابو البشر ، همين توجه قهرى به تدبير ملك و احتياج قهرى به گندم و ساير امور طبيعيه بوده ، و اين از براى اولياء خدا و مجذوبين خطيئه است . و اگر به آن جذبهء الهيه حضرت آدم مىماند و وارد در ملك نمىشد ، اين همه بساط رحمت در دنيا و آخرت بسط پيدا نمىكرد . از اين مقام بگذرم . تا اين اندازه هم از طور اين اوراق خارج شدم .

فصل در بيان تأثير حظوظ دنيويه در قلب و مفاسد آن

بدان كه نفس در هر حظى كه از اين عالم مىبرد در قلب اثرى از آن واقع مىشود كه آن تأثر از ملك و طبيعت است و سبب تعلق آن است به دنيا . و التذاذات هر چه بيشتر باشد قلب از آن بيشتر تأثر پيدا مىكند و تعلق و حبش بيشتر مىگردد ، تا آنكه تمام وجههء قلب به دنيا و زخارف آن گردد . و اين منشأ مفاسد بسيارى است . تمام خطاهاى انسان و گرفتارى به معاصى و سيّآت براى همين محبت و علاقه است ، چنانچه در حديث كافى گذشت . « 2 » و از مفاسد بسيار بزرگ آن ، چنانچه حضرت شيخ عارف [ 4 ] ما ، روحى فداه ،
هامش
[ 1 ] امير المؤمنين ( ع ) در دعاى « كميل » مىفرمايد : الهى و ربّى هبنى صبرت على عذابك فكيف اصبر على فراقك . ( اى خدا و اى پروردگارم ، گيرم كه در عذابت شكيبايى نمايم چگونه در دورىات شكيبا باشم . ) - مصباح المتهجد و سلاح المتعبّد ، ص 587 در « اعمال شب نيمه شعبان » . [ 2 ] اشاره است به حديث : « و لهذا لمّا سئل بعض ائمتنا عن عموم الآية المذكورة ( مريم - 71 ) قال : « جزناها و هي خامدة » و براى اين وقتى كه از يكى از امامان دربارهء عموم آيه پرسيده شد در جواب فرمودند : ما از آن گذر كرديم و خاموش بود . علم اليقين ، ج 2 ، ص 971 . [ 3 ] « گاه دلم را كدورتى مىپوشاند و من براستى كه هر روز هفتاد بار از خداوند درخواست آمرزش مىكنم . » مستدرك الوسائل ، ج 5 ، ص 320 ، « كتاب الصلاة ، » ، « ابواب الذكر » ، باب 22 ، حديث 2 . [ 4 ] مراد مرحوم آية اللّه شاه‌آبادى ( ره ) است . و حديث 1 ، پاورقى 51 . ( 1 ) نهج البلاغه ، « خطبهء » 5 ، ص 48 . ( 2 ) ص 121 .