بنابراين ترديدى باقى نمىمانَد كه اطلاق واژهء « ابن » بر مسيح ، نه به معناى حقيقى كلمه است و نه اختصاص به مسيح دارد .
سرانجامِ زندگى مسيح
در پايان هر يك از اناجيل چهارگانه شرح مبسوطى دربارهء كشته شدن مسيح بهوسيلهء مصلوب شدن ديده مىشود كه همه در كلّيّات مشترك است ولى در جزئيّات واقعه با هم تفاوت بسيار دارد و خلاصهء مضمون آنها چنين است :
در آخرين شب زندگى مسيح هنگامى كه او با شاگردانش سخن مىگفت و از كشته شدن خود خبر مىداد ، ناگهان گروه بسيارى با شمشيرها و چوبها از طرف رؤساى كهنه آمدند و به راهنمايى يهوداى اسخريوطى كه يكى از دوازده شاگرد او بود او را شناخته ، دستگير ساختند . زد و خورد مختصرى در ميان شاگردان او و مأموران رؤساى كهنه واقع شد امّا بهزودى همهء شاگردان فرار كردند ، آنها وى را گرفته ، به خانهء رئيس كهنه آوردند ، پطرس كه يكى از شاگردان او بود از دور در عقب سر او مىآمد تا به خانهء رئيس كهنه درآمد .
رئيس كهنه كوشش داشت مدركى براى كشتن او به دست آورَد ، لذا عدّهء زيادى آمدند و شهادتهاى دروغين بر ضدّ او دادند امّا چون شهادتهاى آنها با هم موافق نبود رئيس كهنه قانع نشد ، تا اينكه شخصاً از عيسى پرسيد : « آيا تو مسيح پسر خداى متبارك