فرد جسمانى ( زوجين ) و وضع خاصّ دستگاه تناسلى است كه ابداً چنين چيزى در مورد خداوند مفهوم ندارد . افزون بر اينكه خود كليسا تصريح مىكند كه منظورش اين نيست .
بنابراين بايد منظور از تولّد ، ولادت روحانى باشد چنان كه گاه خود آنها تصريح مىكنند كه « جنبهء ناسوتى مسيح از مريم و جنبهء لاهوتى او از خداست » .
در اينجا نيز اين سؤال پيش مىآيد كه آيا تولّد روحانى معنايى جز اين مىتواند داشته باشد كه مسيح « آفريده شايسته » خدا و « بندهء خاصّ » اوست و الفت شديدى ميان او و خداوند است ؟
بديهى است به كار بردن كلمهء « ابن » در اين معنا جنبهء مجازى دارد نه حقيقى . همچنين مىتوان همين معنى را در مورد ساير بندگان و فرستادگان خاصّ خدا به كار برد و اختصاص به مسيح ندارد ؛ جز اين معناى ديگرى براى فرزند روحانى متصوّر نيست .
از اينها گذشته ، عقيدهء آنها به تثليث و وحدت خدايان سهگانه و اتّحاد آنها در رتبه و مقام و مرتبه كه در بحث تثليث مشروحاً گفته شد ، به هيچوجه با اين مسأله سازگار نيست چه اينكه هر سه اقنوم از نظر آنها داراى يك مقام و مرتبهاند و با اين حال اختصاص يكى بهعنوان « اب » و ديگرى به « ابن » به هر معنى كه باشد صحيح نيست .
ثانياً شواهد فراوانى در كتابهاى عهد قديم و عهد جديد وجود دارد كه ثابت مىكند كلمهء « ابن » ( پسر ) كراراً به غير مسيح نيز اطلاق شده است و در همهجا به معناى بندهء خاص و آفريدهء ممتاز خدا
مسيحيت در دنياى كنونى ( فارسى ) — صفحة 114
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١١٤