عدّهاى به پيلاطس گفتند : او مدّعى بود كه پس از سه روز از قبر برمىخيزد و خوب است عدّهاى مأمور بر قبر بگمارى ، زيرا ممكن است شاگردان او جسد وى را بدزدند و سپس بگويند او زنده شده ؛ او مأمورانى بر قبر گماشت .
ولى پس از سه روز كه مريم مجدليه و ديگران بر سر قبر آمدند ديدند سنگ به طرفى غلتيده و جسد او در قبر نيست ، در همان حال عيسى بر مريم ظاهر گشت و به او فهماند كه زنده شده است و به او گفت برود به شاگردان خبر دهد آنها باور نكردند ولى بعداً خود مسيح بر آنها ظاهر گشت و دستور راهنمايى مردم را به آنها داد و گفت كه بهزودى نزد پدر خود و پدر شما و خداى خود و خداى شما به آسمان خواهم رفت و عدّه ديگرى نيز او را با همين بدن عنصرى و همين گوشت و پوست ديدند و سپس ناپديد شد .
اين بود خلاصهء آنچه از اناجيل چهارگانه بهخصوص انجيل مرقس دربارهء مصلوب شدن مسيح و زنده شدن او استفاده مىشود .
اين سرگذشت كه شباهت فراوانى به افسانه دارد از جهاتى قابل ملاحظه و بررسى است .
پايان
تيرماه 1390
مسيحيت در دنياى كنونى ( فارسى ) — صفحة 119
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١١٩