شايد دليل اين كه به زن گفته شده بر اذيّت مرد صبر كند اين باشد كه مردان در جامعه داراى مشكلات فراوانى هستند و گاهى داراى ظرفيّت كاملى نيستند و در خانه با ابراز ناملايمات ، همسر خود را تحت فشار قرار مىدهند كه اگر زنان بر اين صبر كنند ، مانند جهاد است ، البتّه اين چراغ سبزى براى مردان نيست كه زنان را اذيّت كنند ولى اگر زن تحمّل كند براى او جهاد است .
تعبير به « غيرته » در روايت اشاره به اين است كه بعضى از مردان غيرتى افراطى هستند ، به طورى كه اگر همسرشان با هر مرد نامحرمى صحبت كند بدگمان شده و عكس العمل نشان مىدهند كه روايت مىفرمايد بايد زن اين ناملايمات را تحمّل كند ؛ باز معناى روايت اين نيست كه بدگمانى خوب است ، ولى اگر پيدا شد ، زن تحمّل كند كه اين جهاد اوست .
* و من عدة من أصحابنا ، عن سهل بن زياد ( ضعيف است ) عن على بن حسان ، عن موسى بن بكر ، عن أبى إبراهيم ( موسى بن جعفر ) عليه السّلام قال : جهاد المرأة حسن التبعّل ( شوهردارى ) « 1 » .
در اسلام جهاد زن ، شوهردارى كردن است ، نه جهاد در ميدان جنگ و امّا مدّعيان تساوى زن و مرد بايد بگويند كه چند نفر از زنان در ميدانهاى جنگ دارند و يا چند نفر از فرماندهان عالىرتبهء جنگ از زنان هستند .
بررسى حقوق زوج و زوجه
در كلام امام در تحرير الوسيله سه حق براى مرد و سه حق براى زن ذكر شده كه در كلام ديگران هم آمده است .
حقوق زوج بر زوجه :
مرحوم امام اين حقوق را در تحرير الوسيله بيان فرمودهاند :
حقّ اوّل : اطاعت زوجه از زوج
حقّ اوّل اين بود كه فرمودند :
و من حقّه عليها أن تطيعه و لا تعصيه ، حقّ مرد بر زن اين است كه زن او را اطاعت كرده و نافرمانى نكند . ما اجمال اين حق را قبول داريم ولى بايد ببينيم كه در چه چيزهايى بايد اطاعت كند ؟
مرحوم امام و ديگران مثل صاحب جواهر و صاحب مسالك محدودهاى براى اطاعت زن تعيين نكردهاند ولى مرحوم صاحب رياض اطاعت را در مورد استمتاعات مىدانند .
متأسّفانه اين بخش از فقه داراى پيچيدگيهايى است ولى بزرگان به سادگى از آن گذشتهاند ، و مانند ساير ابواب از آن بحث نكردهاند ؛ شايد به اين جهت بوده كه در آن زمان كمتر محلّ ابتلا بوده است ولى در زمان ما مسئلهء مهمّى است .
مرحوم صاحب جواهر هم به سادگى از اين مسأله گذشته و مىفرمايد :
و من حقّه عليها أن تطعيه و لا تعصيه و لا تتصدّق من بيته إلّا بإذنه و لا تصوم تطوّعا إلّا بإذنه و لا تمنعه نفسه و لو كانت على ظهر قتب ( جهاز و خميدگى پشت شتر و كنايه از اين است كه در هر شرايطى شوهر را منع نكند مثل اين كه گفته مىشود اگر آب در دستت است زمين بگذار و بيا كه كنايه از زود آمدن است ؛ البتّه انتظارات مرد از زن در مورد استمتاعات ، بايد در حدّ عرف و عادت باشد و اگر چيزى خلاف عرف و عادت بخواهد دليلى بر قبول آن از ناحيهء زوجه نداريم و دفعات و كيفيّت استمتاعات هم بايد متعارف باشد ) و لا تخرج من بيتها إلّا بإذنه و لو إلى أهلها و لو لعيادة والدها أو فى عزائه و أن تطيّب بأطيب طيبها و تلبس أحسن ثيابها و تتزيّن بأحسن زينتها . ( ظاهرا واجب و مستحب در اين عبارات مخلوط شده چون كسى نگفته است كه پوشيدن بهترين لباسها يا استعمال بهترين عطرها و يا استعمال بهترين زينتها واجب است ) « 2 » .
صاحب جواهر در ادامه استدلال كرده و چند روايت را نقل مىكند و از آن رد مىشود .
مرحوم شهيد ثانى مىفرمايد :
فالواجب على كل منهما القيام للآخر بالحقوق الّتى عليه . . . و أن يكفّ عمّا يكره صاحبه من قول أو فعل به غير حقّ ( ظاهرا باز مستحب و واجب با هم ذكر شده است ) . . . و منه عدم الخروج من منزله به غير إذنه و لو إلى بيت أهلها حتّى عيادة مرضاهم و حضور ميّتهم و تعزيتهم . « 3 »
مرحوم كاشف اللثام مىفرمايد :
فكما يجب على الزوج النفقة و الإسكان و غيرهما كذا يجب على الزوجة التمكين من الاستمتاع و إزالة المنفّر من الدرن ( كثافت ) و روائح الخبيثة ( منفّرها را از خود دور كند چون مقدّمهء واجب يعنى استمتاع است ) . « 4 »
اصل كلّى :
ما در فهم آيات و روايات يك اصل داريم و آن اين كه هرگاه متشابه و محكم در مقابل هم قرار گرفت متشابه را به وسيلهء
هامش
( 1 ) . ح 2 ، باب 81 از ابواب مقدّمات نكاح .
( 2 ) . ج 31 ، ص 147 .
( 3 ) . مسالك ، ج 8 ، ص 308 .
( 4 ) . كشف اللثام ، ج 7 ، ص 486 .