تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
86 - ادامهء مسئلهء 1 26 / 12 / 83 بعضى براى اثبات حكم سوّم در مسأله سراغ راههاى ديگرى رفته‌اند كه صحيح نيست . از جمله ادلّه‌اى كه براى اثبات اين حكم به آن استدلال شده عبارتند از : 1 - مرحوم صاحب عروه مىفرمايد : لا يجوز فى النكاح دواما أو متعة اشتراط الخيار فى نفس العقد فلو شرطه بطل « 1 » . مرحوم آية اللّه العظمى خويى در ادامهء اين عبارت مىفرمايد : بلا خلاف فيه بل ادّعى عليه الاجماع فى كلمات غير واحد من الأصحاب . « 2 » جواب از دليل : اين مسأله ربطى به بحث ما ندارد . ما دو عنوان داريم يكى خيار شرط و ديگرى خيار تخلّف از شرط كه در بيع هر دو هست . خيار شرط يعنى در ضمن معامله خيار قرار مىدهند ولى گاهى شرط خيار نمىكند بلكه شرط مىكند كه خانه در فلان تاريخ تحويل داده شود ، حال اگر در موعد مقرّر تحويل نشود ، خيار تخلّف از شرط ثابت است ، پس دو عنوان است كه هيچ ربطى به هم ندارد . واقع اين است كه در نكاح نمىتواند شرط خيار كند تا هر زمان كه خواست فسخ كند ، چون اين كار با روح عقد نكاح سازگار نيست و با طلاق فرقى ندارد ، در حالى كه شارع اختيار طلاق را به دست زوج داده است ، پس بحث ما در جايى است كه شروطى كرده‌اند و تخلّف شده و مىخواهند اعمال خيار كنند و اين محلّ بحث است و داخل در عمومات « المؤمنون عند شروطهم » و
« أَوْفُوا بِالْعُقُودِ »
است . 2 - بعضى ديگر براى حلّ مسأله از اين راه وارد شده‌اند كه نكاح شائبهء عبادت دارد و فى الجمله توقيفى است و عبادت خيار فسخ ندارد . جواب از دليل : اوّلا ، نكاح عبادت نيست ، چون شرط عبادت قصد قربت است ، ولى احدى نگفته است كه نكاح قصد قربت مىخواهد . ثانيا ، نكاح در خيلى از جاها ( مثل عيوب ) خيار فسخ دارد ولى عبادت خيار فسخ ندارد . 3 - مرحوم آية اللّه سبزوارى در مهذّب الاحكام مىفرمايد اصل در نكاح لزوم است و قرار دادن خيار شرط در نكاح خلاف اصل است پس نمىتوان با خيار تخلّف شرط نكاح را به هم زد . جواب از دليل : اصل در جايى قابل تمسّك است كه دليل بر خلافش نباشد در حالى كه در ما نحن فيه « المؤمنون عند شروطهم » و
« أَوْفُوا بِالْعُقُودِ »
دليل است و مىگويد اگر طرف مقابل به شرط وفا نكرد تو هم وفا نكن ، پس چون دليل بر خيار فسخ داريم جاى اصالة اللزوم نيست . مرحوم صاحب جواهر مكرّر به « المؤمنون عند شروطهم » براى خيار فسخ در باب نكاح تمسّك كرده است و بر همين اساس ما سابقا فتوا مىداديم كه هر گونه شرطى تخلّف شود ، خيار فسخ ثابت است اگر چه بعد از تأمل به اين نتيجه رسيديم كه فقط در شرط صفات خيار فسخ هست . پس صاحب جواهر « 3 » مىگويد كه در نكاح مىتوان به « المؤمنون عند شروطهم » تمسّك كرد و اگر بشود در همه جا بايد بتوان به آن تمسّك كرد ولى با توجّه به دلايلى كه بيان كرديم نمىتوان به آن ت مسّك كرد .

دليل حكم چهارم :

روايات

اگر شرط صفات كنند و تخلّف شود خيار ثابت است ، اين قاعدهء كلّى از كجا استفاده مىشود ؟ اين حكم را به صورت يك روايت عام نداريم ولى چند باب است كه از مجموع آنها مىتوان يك قاعدهء كلّى استفاده كرد . - رواياتى كه مىگويد اگر زن يك چشمى و يا محدود به حد باشد عقد نكاح فسخ نمىشود . « 4 » - رواياتى كه مىگويد اگر ثابت شود كه زن زانيه بوده قبل از عقد و بعد از عقد فسخ نمىشود . « 5 » - رواياتى كه مىگويد زن خودش را حرّه نشان دهد و بعد خلاف آن ثابت شود . « 6 » روايتى كه مىگويد اگر زن ادّعاى بكارت كند و بعد خلاف ثابت شود . « 7 » - رواياتى كه شوهر ادّعا كند كه از طايفهء فلان هستم و بعد خلاف آن ثابت شود . « 8 »
هامش
( 1 ) . ج 2 ، ص 857 ، مسئلهء اوّلى از مسائل متفرّقه . ( 2 ) . كتاب النكاح ، ج 2 ، ص 210 . ( 3 ) . ج 30 و ص 374 و 377 . ( 4 ) . باب 5 از ابواب عيوب . ( 5 ) . باب 6 از ابواب عيوب . ( 6 ) . باب 7 از ابواب عيوب . ( 7 ) . باب 10 از ابواب عيوب . ( 8 ) . باب 16 از ابواب عيوب .