تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى ) — صفحة 499

مساهمون:

ص٤٩٩
و بعضى از روحانيان در كنار بازار بود كه در ارشاد عملى بازاريان نقش مؤثرى داشت . از سوى ديگر قرآن مجيد مىفرمايد : « قُلْ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنْ اللَّهْوِ وَمِنْ التِّجَارَةِ وَاللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ » ؛ بگو آنچه نزد خداست ( يعنى سخنان حكمت‌آميز قرآن كه در خطبه‌هاى نماز جمعه به شما عرضه مىشود ) از سرگرمىهاى دنيوى و كسب و تجارت شما بهتر است و خداوند بهترين روزى دهندگان است » . « 1 » بنابراين ، بايد به هنگام نماز به سوى خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله و ذكر اللَّه شتافت نه به سوى كالاهاى فريبنده و تفريح و سرگرمى . بر اساس اين گونه آيات ، اسلام به موازات فضاسازى براى روزهء ماه رمضان و انجام برنامه‌هاى عبادى در روزها و شب‌ها به خصوص شب‌هاى قدر و ممنوع ساختن روزه‌خوارى در ملأ عام و بستن مغازه‌هاى اغذيه فروشى در طول روز ؛ براى تجارت و بازار اسلامى نيز با مسجد جمعه و جامع در رأس بازار ، و مدارس و مساجد متعدد در طول بازار ، و با فرمان « فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ » ( به سوى ذكر خدا بشتابيد و داد و ستد را رها سازيد ) به فضاسازى بازار پرداخته است . در گذشته ، مسجد و بازار اسلامى دايره‌اى از سوى حكومت به نام « حسبه » داشت كه مأموران آن را « محتسب » مىناميدند . آنان ضمن مراقبت بر كار بازاريان و جلوگيرى از هرگونه ظلم و اجحاف و گرانفروشى و احتكار ، به هنگام اذان ، بازار را نيز زير نظر داشتند و هر كس به هنگام نماز ، كسب و معامله ، او را از نماز باز مىداشت ، مؤاخذه مىشد . « 2 » و در حال حاضر ، در هر قسمت از بازار اسلامى مسجدى قرار دارد كه هر روز كسبه و تجار در آن به نماز مىپردازند تا به مقتضاى « رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ » . « 3 » تجارت و معامله ، آنان را از ياد خدا باز ندارد . امام صادق عليه السلام در تفسير اين آيه مىفرمايد : « اين مردان كه تجارت و بيع آنها را از ياد خدا باز نمىدارد ، اصحاب تجارتى هستند كه هنگام نماز تجارت را رها مىسازند و روانهء نماز مىشوند و اينان پاداششان عظيم‌تر از كسانى است كه تجارت نمىكنند و به نماز حاضر مىشوند » ( وهم أعظم أجراً ممّن لم يتجّر ) . « 4 » نتيجهء چنين بازارى كه اين گونه با فضاى اسلامى ساخته شده اين است كه قوانين اقتصاد سالم اسلامى به طور خودجوش در آن به اجرا در مىآيد و روح تكاثر و افزون‌خواهى كنترل مىگردد و هر كس وارد چنين بازارى شود احساس معنويت مىكند و معاملات با اعتماد فراوان صورت مىگيرد ؛ زيرا مىداند چنانچه معاملات بر اساس تقوا و قوانين شرع باشد ، عملشان عبادت و بازارشان همچون مساجد است . از اين رو در حديثى مىخوانيم :
هامش
( 1 ) . جمعه ، آيهء 11 . ( 2 ) . ر . ك : معالم القربة فى احكام الحسبة . ( 3 ) . نور ، آيهء 37 . ( 4 ) . من لا يحضره الفقيه صدوق ، ج 3 ، ص 119 ، ح 3720 .