غالباً در كنار بازارهاى اسلامى مدرسههاى علمى است و بازاريان پارهاى از اوقات خود را وقف فراگرفتن قرآن و مسائل فقهى به خصوص مسائل تجارت اسلامى مىكنند .
بازارهاى اسلامى طورى ترتيب داده شده كه مسجد جامع ، معبر و مدخل آن است . باشد كه بازاريان با ياد خدا ، وارد بازار شوند و به كسب و تجارت مشغول شوند ، و به هنگام بازگشت به نماز بپردازند .
اين گونه پيوندها در اسلام ميان مسجد و اقتصاد ، فضاى اسلامى اقتصاد و بازار را آنچنان مىساخت كه روح اسلامى در بازار حاكم بود و همين فضا تا حدود بسيار زيادى از بى عدالتىها مىكاست و همانطور كه اميرمؤمنان على عليه السلام فرمود : «
سوق المسلمين كمسجدهم فمن سبق الى مكان فهو أحقّ به إلى اللّيل
» . « 1 »
توضيح اينكه در گذشته بعضى از بازارها ، حجره و مغازه نداشت بلكه مثل جمعه بازارهاى امروز ، فروشندگان در آنجا جمع مىشدند و هر كسى در گوشهاى از بازار ، بساط خود را مىگستراند و شب كه مىشد جمع مىكرد و مىرفت . امام عليه السلام مىفرمايد :
همانگونه كه در مسجد ، هر كسى زودتر بيايد و محلّى را اشغال كند نسبت به آن - مادام كه در مسجد است - اولويت دارد بازار مسلمين نيز چنين است ؛ هر كس زودتر محّلى را اشغال كند تا شب اولويت دارد .
گرچه اين حديث ناظر به مسألهء « سبق » است ، ولى با توجه به اينكه قاعدهء سبق منحصر به مسجد و بازار نيست بلكه تمام انفال و مانند آن را شامل مىشود ، انتخاب مسجد براى تشبيه ، اين پيام را دارد كه به هر حال بين مسجد و بازار ، رابطهء روشنى وجود دارد .
مسجد جامع و بيتالمال :
در برخى از مساجد اسلامى همانند مسجد جامع دمشق ، در صدر اسلام ، قسمتى از آن به بيتالمال اختصاص داده شده بود كه وجوهات نقدى ، صدقات و زكوات و غيره در آن دريافت و نگاهدارى مىشد و اگر بازرگانى ورشكسته مىشد و يا در سفر در راه مىماند ، از سهم « والغارمين » و « ابن سبيل » تأمين مىگرديد .
پيوند بازار اسلامى با مسجد ، مدرسه و كتابخانه :
در ابتداى بازار تهران يك مدرسهء علوم دينى است كه در گذشته بازاريان هر بامداد قبل از شروع بازار در درسهاى عمومى فقه و قرآن شركت مىكردند ، آنگاه از جلوخان شمالى وارد مسجد و از جلوخان غربى يا شرقى با ياد خدا وارد بازار مىشدند و به هنگام نماز به مساجد مختلفى كه در نقاط مختلف بازار بود مىرفتند و در روزهاى جمعه نيز به نماز جمعه مىپيوستند . ضمناً منزل امام جمعه
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 5 ، ص 155 ، ح 1 .