تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى ) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠
« يَا بَنِى آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا » . « 1 » « قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِى أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِىَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِى الْحَيَاةِ الدُّنْيَا » . « 2 » شاهد اين سخن كلامى است كه از اميرمؤمنان على عليه السلام در حديثى آمده است : « واعلموا عِباداللَّه أنّ المتّقين ذَهَبوا بعاجِل الدّنيا وآجل الآخرة ، فشارَكوا أهلَ الدُّنيا في دنياهم ، و لم يُشارِكُوا أهلُ الدُّنيا في آخرتهم ، سَكنوا الدُّنْيا بِأفضل ما سُكِنَتْ و أكلُوها بِأفْضل ما اكِلَتْ ؛ توجه داشته باشيد اى بندگان خدا ! اهل تقوا از دنياى گذران امروز و نيز از آخرتى كه در پيش است بهره‌مندند اينان از حيث بهره‌مندى با اهل دنيا هم‌رتبه‌اند در حالى كه اهل دنيا از جهت بهره‌مند گشتن از آخرت با اينان هم‌رتبه نيستند . اينان ( اهل تقوا ) به بهترين وجهى در دنيا زندگى مىكنند و از آن بهره مىبرند ، به همان گونه كه آنان از دنيا بهره مىبرند » . « 3 » از آنچه گفته شد نتيجه مىگيريم كه بهره‌مندى از دنيا مىتواند كمكى باشد براى تهيهء زاد و توشه‌اى كه زاهد اسلامى براى خودسازى و رسيدن به مقام قرب الهى و عرفان حقيقى بر مىدارد و بعيد نيست كه قرارگرفتن « امر به عمل صالح » بعد از « امر به اكل طيّبات » در آيهء « يَا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحاً » « 4 » اشاره به همين نكته باشد . دليل اين مدعا فعل اميرمؤمنان على عليه السلام است كه ساعات شبانه روز را به سه بخش تقسيم فرمود : بخشى را براى تأمين زندگى ، قسمتى را براى عبادت و نيايش و بخشى را براى بهره‌مندى از لذّات اختصاص داد : « للمؤمن ثلاث ساعات : فساعة يناجى فيها ربّه وساعة يرمّ معاشه و ساعة يخلّي بين نفسه و بين لذّتها فيما يحلّ و يجمل » . « 5 » در تأييد و توضيح همين سخن ، ذيل حديث مشابهى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم : « فإنّها عون على تلك الساعتين ؛ آن بخش كه مربوط به بهره‌مندى از لذّات حلال است كمك به دو بخش ديگر مىكند » . « 6 » تجربه نيز نشان داده است كه وجود برنامه‌هاى تفريحى سالم در زندگى ، هم راندمان كار را بالا مىبرد و هم نشاط عبادت را بيشتر مىكند . با توجه به رهنمودهايى كه از آيات و روايات فوق برگرفته مىشود ، زاهد اسلامى در عين زاهد بودن ، جهت برخوردار شدن از لذات حلال و مواهب مجاز الهى دست به اقدام مىزند ، دل به كار مىدهد و از هرگونه تنبلى ، تن‌پرورى و تلاش‌گريزى تنفر دارد . او كار مىكند تا زمينه برخوردار گشتن مجاز از دنيا را براى خود فراهم سازد و در سايه اين برخوردارى ، نشاط و توان و كارآيى خود را بالا ببرد تا بهتر بتواند جهت تأمين توشه آخرت بكوشد . البته زاهد اسلامى ممكن است گاه به سبب انگيزه‌هاى ثانوى بهره‌مندى خود را از مواهب دنيا كم كند كه پيش از اين گذشت .
هامش
( 1 ) . اعراف ، آيهء 31 . ( 2 ) . اعراف ، آيهء 32 . ( 3 ) . نهج‌البلاغه ، نامهء 27 . ( 4 ) . مؤمنون ، آيهء 51 . ( 5 ) . نهج‌البلاغه ، قصار 390 . ( 6 ) . كافى ، ج 5 ، ص 87 .