جاى گذاشته و از روى بخل آن را در راه خدا انفاق نمىكند و از دنيا مىرود » . « 1 »
شخصى از حضرت على عليه السلام پرسيد : چه كسى حسرتش از همه بيشتر است ، امام عليه السلام در پاسخ فرمود : «
من رأى ماله في ميزان غيره وأدخله اللَّه به النار وأدخل وارثه به الجنّة
؛ كسى كه اموال خود را در ترازوى اعمال ديگران ببيند در حالى كه خداوند او را به سبب همان اموال ( و مصرف نابجاى آن ) به دوزخ فرستاده و وارث او را به موجب همان ( و مصرف صحيحش ) به بهشت برده است » . « 2 »
د . مسئوليت نخبگان و دانشمندان
از جمله راههاى مبارزه اسلام با « مالاندوزى » مسئوليتى است كه بر دوش نخبگان و انديشمندان جامعه قرار داده است . آنان وظيفه دارند از ايجاد اختلاف طبقاتى و انباشتگى اموال در دست طبقهاى خاص پيشگيرى كنند .
مسئوليت علما و دانشمندان اين است كه با امر به معروف و نهى از منكر مانع تجميع اموال در دست گروه خاصّى شوند .
به همين دليل از نگرانىهاى پيشوايان بزرگ دين اين بود كه مبادا حاكمان ناآگاه بر گردهء مسلمانان سوار شوند و مال خدا را ميان خويش دست به دست بگردانند و از دسترسى عموم به آن مانع شوند همانگونه كه در آيات قرآن به آن اشاره شده است .
اميرمؤمنان على عليه السلام فرمود : «
ولكنّني آسى أن يلي أمر هذه الأمّة سفهاؤها وفجّارها ، فيتخذوا مال اللَّه دولًا
؛ نگرانى من آن است كه بىخردان و بدكاران بر اين امت حاكم شوند و آن گاه ، مال خدا را ميان خود دست به دست كنند » . « 3 »
در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم كه با نگرانى نسبت به مسلط شدن چنين افرادى بر امت اسلام مىفرمود : «
إذا بلغ بنو أبي العاص ثلاثين رجلًا اتخذوا مال اللَّه دوَلًا وعباداللَّه خولًا و دين اللَّه دغلًا
؛ زمانى كه فرزندان ابوالعاص به سى نفر برسند مال خدا را ميان خود دست به دست كنند و با بندگان خدا بستيزند و دين خدا را تحريف نمايند » . « 4 »
امام حسين بن على عليه السلام نيز در عصر اختناق و خفقان حكومت بنىاميه در اعتراض به نخبگان جامعه كه مهر سكوت بر لبها زده بودند ، فرمود :
« فأسلمتم الضعفاء في أيديهم ، فمن بين مستَعبَد مقهور و بين مستضعف على معيشته مغلوب
؛ شما ضعيفان را به ستمگران تسليم كرديد تا بعضى به بردگى و تحمل فشار ، تن دادند و برخى از طلب روزىِ ( آبرومندانه ) محروم شدند » . « 5 »
برابر تعهدات دينى ، بازستانى حقوق ستمديدگان از چنگ مالاندوزان بر عهدهء دانشمندان است و سكوت آنان در اين امر ، بسى ناپسند و مذموم است .
اميرمؤمنان على عليه السلام در حديثى مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 4 ، ص 42 ، ح 2 .
( 2 ) . عدة الداعى ، ص 93 ؛ بحارالانوار ، ج 70 ، ص 142 ، ح 21 .
( 3 ) . نهجالبلاغه ، نامهء 62 .
( 4 ) . مستدرك حاكم ، ج 4 ، ص 480 ؛ مسند احمد ، ج 3 ، ص 80 .
( 5 ) . بحارالانوار ، ج 97 ، ص 80 .