« إنّ اللَّه عزّوجلّ فرضَ للفقراء في مال الأغنياء قدرَ ما يسعهم فإن منعوهم حتّى يجوعوا أو يعروا أو يجهدوا حاسبهم اللَّه حساباً شديداً وعذّبهم عذاباً نُكراً
؛ خداوند براى فقرا در اموال ثروتمندان سهميهاى كه زندگيشان را كفايت كند قرار داده است ، پس اگر آنان اين سهم را از فقرا دريغ كنند تا جايى كه گرسنه بمانند يا عريان شوند يا به سختى امرار معاش كنند ، خداوند از آنان حسابرسى سختى به عمل آورده ، آنان را به شدت كيفر خواهد داد » . « 1 »
در نگاه دين هر كس توان پرداخت قرض به فرد نيازمند را داشته باشد و انجام ندهد ، بوى بهشت را استشمام نخواهد كرد . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد :
« من احتاج إليه أخوه المسلم في قرض و هو يقدر عليه فلم يفعل حرّم اللَّه عليه ريح الجنّة
» . « 2 »
اين تعبير در روايات مختلفى براى بعضى از مسائل مهم آمده و اشاره به اين نكته دارد كه اينگونه نه تنها از سعادت جاويدان محروم مىشوند ، بلكه با آن فاصلهء زياد دارد ، زيرا در روايات آمده : « بوى بهشت از پانصد سال راه به مشام مىرسد ؛
إنّ ريحها لتوجد من مسيرة خمسمائة عام
» . « 3 »
نيز در روايت ديگرى از آن حضرت مىخوانيم :
« اگر كسى سير بخوابد در حالى كه همسايهاش گرسنه باشد از ديندارى بهرهاى نبرده است ؛
ما آمن بى من مات شبعان وجاره جائع
» . « 4 »
اين مسأله به قدرى مهم است كه طبق بعضى از روايات « اگر در ميان جماعتى فردى شب ، گرسنه سر به زمين بنهد خداوند در روز قيامت نظر رحمتش را از آن جماعت بر مىدارد ؛
ما من أهل قرية يبيت فيهم جائع ينظر اللَّه إليهم يوم القيامة
» . « 5 »
ج . آگاهى بخشى
اسلام ، دين بينش و آگاهى است . رمز و راز گسترش اين آيين نجات بخش در آگاهى بخشى آن نهفته است . دينى است كه سخنان خود را آميخته با منطق و حكمت بيان مىكند . احكام حكيمانهاش را با بستر سازىهاى فكرى و فرهنگى و ايجاد زمينههاى لازم ، همراه مىسازد . بر انديشيدن و تدبر پا مىفشارد و بدون دادن آگاهىهاى لازم و ايجاد بسترهاى عَمَل ، بر بيان حكمى مبادرت نمىورزد .
به همين دليل در موضوع « مال اندوزى » تنها به ذكر حرمت آن اكتفا نكرده است ، بلكه با طرح دهها موضوع ديگر در معرفى چهرهء واقعى دنيا ، همانند :
آثار منفى مال دوستى ، سستى و زوالپذيرى نعمتهاى مادى ، نكوهش دنياپرستى ، يادآورى پايان پذيرى زندگى دنيا و حاضر شدن آدمى در پيشگاه خداوند جهت حسابرسى اعمال و . . . ، توجه به زندگى جهان ديگر را تقويت نموده و باايجاد بينش عميق ، علاقهء به مال و ثروت را تعديل مىكند .
به همين علت در اسلام احكام با عقايد و اخلاق پيوند وثيقى خورده و در قرآن كريم كنار هم ذكر شده
هامش
( 1 ) . كنز العمال ، ج 6 ، ص 310 ، ح 15823 .
( 2 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 15 .
( 3 ) . بحارالانوار ، ج 8 ، ص 186 .
( 4 ) . عوالى اللئالى ، ج 1 ، ص 269 ، ح 74 ؛ كافى ، ج 2 ، ص 668 .
( 5 ) . كافى ، ج 2 ، ص 668 .