افزون بر اين ، اسلام از « استئثار ( ويژه سازى منابع درآمد و انحصارطلبى ) » نيز منع كرده است . در اختيار گرفتن امتياز انحصارى منابع توليد يا امتياز انحصارى كالاى خاص يا بازارهاى مصرف كه در اقتصاد كنونى غرب مرسوم و معمول است در اسلام ممنوع شده است . كسى حق ندارد امتياز استفادهء از اينگونه منابع را ويژهء خويش سازد .
از موارد استعمال واژهء « استئثار » در متون دينى به خوبى استفاده مىشود كه اهل استئثار ، به سرمايهداران پرنفوذى گفته مىشود كه با نفوذ در دستگاه حكومتها ، اموال عمومى و منابع طبيعى و ملى همانند مالكيّت بر مراتع ، معادن ، جنگلها و درياها و يا امتياز توليد يا تجارت كالايى خاص را در اختيار و انحصار خويش در مىآورند و از اين راه به ثروتهاى هنگفتى دست مىيابند و اين از نظر اسلام ممنوع است .
اسلام با ايجاد بخش عمومى و انفال ، مالكيّت بر اراضى موات و آباد طبيعى ، جنگلها ، درياها ، نهرها ، معادن و امثال اينها را به دولت اسلامى واگذار كرده است و در واقع با ايجاد اين بخش ، زمينهء افزايش نامعتدل دارايى بخش خصوصى را از بين برده است و با اين عمل ، گامى ديگر در جهت تعديل ثروتها و مبارزهء با تمركز آن برداشته است . بديهى است اگر اين محدوديت نبود زورمندان پيش از ديگران و بيش از ديگران به تملك اين منابع دست مىيازيدند و به اين ترتيب « تكاثر » حاصل مىشد .
در حديثى از امام على بن موسى الرضا عليه السلام مىخوانيم كه بيزارى و برائت از انحصارطلبان ، از لوازم ايمان و اسلام شمرده شده است : «
والبرائة من أهل الاستئثار
» . « 1 »
در عهدنامهء مالك اشتر مىخوانيم كه اميرمؤمنان على عليه السلام فرمود : «
وإيّاك والاستئثارَ بما الناسُ فيه أسوة « 2 »
؛ از ويژهسازى و انحصارطلبى در چيزهايى كه همهء مردم در آنها برابرند ، بپرهيز » . « 3 »
در روايت ديگرى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آمده است :
پنج گروهند كه من و هر پيامبر مستجاب الدعوهاى آنان را دور از رحمت خدا شمرده است و يكى از آنها كسى است كه اموال عمومى را در انحصار خويش درآورده و آن را بر خود حلال شمرده است . (
خمسة لعنتُهم ، و كلُّ نبىِّ مُجاب . . . والمستأثرُ بالفَىء المستحلُّ له
» . « 4 »
در روايتى از اميرمؤمنان على عليه السلام مىخوانيم :
« الإستئثار يوجب الحسد ، والحسد يوجب البغضة والبغضة توجب الاختلاف
؛ انحصارطلبى موجب برافروختن حسادت و حسادت باعث كينه ، و كينه موجب اختلاف مىگردد » . « 5 »
در اين حديث افزون بر مفاسد اقتصادى « استئثار » ، به مفاسد اخلاقى نيز آن اشاره شده و آن
هامش
( 1 ) . عيون الاخبار ، ج 2 ، ص 133 .
( 2 ) . « اسوه » گاه به معناى تأسّى و اقتدا كردن به كسى مىآيد و گاه بهمعناى مساوات ( مجمع البحرين ، واژهء أسا ) و در حديث بالا منظور معناى دوم است .
( 3 ) . نهجالبلاغه ، نامهء 53 .
( 4 ) . كافى ، ج 2 ، ص 293 .
( 5 ) . شرح نهجالبلاغهء ابن ابىالحديد ، ج 20 ، ص 345 ، شماره 961 .