بديهى است هر دو طرف اين اتفاق ، براى جامعه و فرد زيانبار است . اين همان فساد مالى و اقتصادى است كه اسلام به شدت از آن نهى كرده است .
كوتاه سخن اينكه مطالعهء متون فقه اسلامى و مبانى آن در كتاب و سنّت ، به خوبى نشانگر آن است كه اسلام به شدّت با مالاندوزىهاى لجام گسيخته مخالف است و در عين اينكه به مالكيّت خصوصى احترام مىگذارد با تشريع محرمات و واجبات و وضع شرايط ويژه براى توليد و مصرف ، عملًا از تمركز ثروت و تكاثر اموال جلوگيرى كرده و در واقع با ايجاد شبكه كنترل خود به خود ، مالكيّت خصوصى افراد را از هر سو مهار كرده ، صاحبان ثروت و دارائى را به سوى كار توليدى و توسعهء اقتصادى سوق داده است ، چيزى كه زحمت و مديريتش بر دوش آنها ؛ ولى فايده و قسمت مهم منافعش براى مردم و جامعه باشد .
با در نظر گرفتن اين مقدمه به سراغ اصول و مقرراتى مىرويم كه مديريت مبارزه اسلام با ثروتاندوزى را بر عهده دارد .
الف . وضع قوانين بازدارنده
از مهمترين و مؤثرترين ابزارى كه در نظام اقتصادى اسلام جهت جلوگيرى از تمركز ثروتها منظور شده ، محدوديتهاى فراوانى است كه اسلام در اين زمينه قائل شده است كه هر يك اثر مستقيمى در جلوگيرى از تراكم ثروت دارد . در ذيل به مواردى از آنها اشاره مىشود :
يك . نفى ربا
از بدترين راههايى كه مىتواند به مال اندوزى دامن بزند « رباخوارى » است . در اسلام كسب ربوى ، بدترين نوع كسبها شمرده شده است . از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت شده است : «
شرّ المكاسب كسب الربا
» . « 1 »
امام رضا عليه السلام مىفرمايد : «
إنّ الربا حرامٌ سحت من الكبائر وممّا قد وعد اللَّه عليه النار فنعوذ منها وهو محرم على لسان كلّ نبى وفى كل كتاب
؛ ربا حرام و پليد است و از گناهان كبيره شمرده مىشود كه خداوند براى آن وعدهء عذاب داده است و اين عمل در لسان تمام انبياء و در تمام كتابهاى آسمانى حرام شمرده شده است » . « 2 »
اين عمل به حدّى نكوهيده است كه خداوند و پيامبرش به رباخواران اعلان جنگ مىكند : « فَإِنْ لَّمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِّنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ » . « 3 »
حرمت معاملات ربوى در نگاه دين به قدرى مهم شمرده شده كه تمام گردانندگان سيستم اقتصادى ربوى مورد لعنت پيامبر خدا قرار گرفتهاند ؛ در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم : «
لعن اللَّه آكل الربا وموكله وشاهده وكاتبه
؛ خداوند رباخوار و كسى كه مال ربا را به خورد ديگران مىدهد و شاهدى كه ناظرش باشد و تنظيم كننده سندش را لعنت كرده است » . « 4 »
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 12 ، ص 423 .
( 2 ) . فقه الرضا ، ص 256 ، ح 38 ؛ بحارالانوار ، ج 100 ، ص 121 .
( 3 ) . بقره ، آيهء 279 .
( 4 ) . مسند احمد ، ج 1 ، ص 393 . شبيه اين روايت از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در منابع شيعه نيز آمده است . ر . ك : وسائل الشيعه ، ج 12 ، ص 430 .