تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
عوامل روى آوردن به اسراف در زندگى بعضى از انسان‌ها را مىتوان به عوامل درونى و بيرونى تقسيم كرد كه در مجموع عبارتند از :

1 . غفلت و وساوس شيطانى

جهالت و غفلت از خدا و دستورات او ، و همچنين وساوس شيطانى موجب بروز اسرافكارىها در زندگى روزمره مىگردد ، زيرا اگر بسيارى از مؤمنان بدانند كه اسراف در فرهنگ دين ، عملى فرعونى شمرده شده و اسراف كننده برادران شيطان خوانده شده‌اند و يا بدانند كه حتى عملى چون دور ريختن هستهء ميوه از مصاديق اسراف است ، طبعاً نسبت به آن حساسيت نشان مىدهند ، و بدان نمىپردازند . در بسيارى از موارد ، وساوس ابليسى است كه آدميان را به روى آوردن به اسراف فرا مىخواند . در روايتى از اميرمؤمنان على عليه السلام مىخوانيم : « إيّاك والإسراف فإنّه من فعل الشيطنة ؛ بر تو باد به پرهيز از اسراف ، زيرا آن كار شيطانى است » . « 1 »

2 . ضعف تعهدات مذهبى

ضعف ايمان و عدم پايبندى برخى از انسان‌ها به دستورات آسمانى ، مايهء روىآوردن به اسرافكارىها و باعث عدم مقاومت آنان در برابر عوامل اسراف مىگردد . در روايتى از اميرمؤمنان على عليه السلام مىخوانيم : « الرضا بالكفاف من دعائم الإيمان ؛ بسنده كردن به حدّ كفاف يكى از اركان ايمان است » . « 2 » بديهى است انسانى كه از ايمان محكم بىبهره باشد با توجه به اشتهاى سيرىناپذير نفس كه به كام‌جويىها و لذت‌طلبىها فرمان مىدهد همواره بيش از نيازهاى واقعى خود مصرف مىكند و خود را در دامى از اسراف و تبذير غيرمنطقى گرفتار مىسازد .

3 . غرور و مستى ثروت

دنياگرايى ، به سرعت آدمى را سوار بر مركب شهوات نموده و دست انسان را به انواع اسرافكارىها آلوده مىكند . ريخت و پاش و مصرف‌گرايى در سرلوحهء زندگى قرار گرفته و همهء همت انسان صرف رسيدن به انواع تنعّمات و لذائذ و برخوردارى از زندگانى اشرافى و سراسر تجملاتى شده به گونه‌اى كه گويا وظيفه‌اى جز اين نمىشناسد . در روايتى از اميرمؤمنان على عليه السلام وارد شده است كه فرمود : « السُّكر أربع سكرات ، سكر الشراب ، وسكر المال ، وسكر النوم ، وسكر الملك ؛ مستى چهارگونه است : مستى شراب ، مستى مال ، مستى خواب و مستى قدرت ! » . « 3 » اين همان چيزى است كه در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در وصف اين افراد مىخوانيم : « زيّهم مثل زيّ الملوك الجبابرة » . « 4 » طبعاً
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 50 ، ص 292 ، ح 66 . ( 2 ) . ميزان الحكمة ، ج 1 ، ص 199 . ( 3 ) . بحارالانوار ، ج 73 ، ص 142 . ( 4 ) . مكارم الأخلاق ، ص 449 .