است ؛ يعنى ممكن است چيزى براى شخص فقير اسراف باشد ؛ ولى همان چيز براى شخص غنى يا براى همان شخص در زمان يا مكان ديگر ، اسراف محسوب نشود و يا شخصى با خريد كالايى مسرف محسوب شود ؛ ولى شخص ديگر با خريد همان كالا مسرفتر به حساب آيد .
همانگونه كه در چند روايت گذشته اشاره شد ، امام صادق و امام باقر عليهما السلام از لباسهاى بهترى نسبت به زمان رسول خدا و اميرمؤمنان استفاده مىكردند و چون مورد اعتراض قرار مىگرفتند به اختلاف زمانها اشاره مىكردند .
اينك پرسش اساسى اين است كه معيار شناسايى اسراف و عدم اسراف چيست ؟ و با انجام كدام و چه مقدار از عمل ، اسراف تحقق مىيابد ؟
با استفاده از روايات اين باب مىتوان به سه امر ذيل به عنوان ملاك صدق اسراف و تبذير اشاره كرد :
1 . نخست آنكه مصرف مال ، به هدر دادن و تلف كردن آن بيانجامد ؛ مثل دور ريختن آب اضافى حتى از يك ليوان يا زياد مصرف كردن آب هنگام وضو كه در روايات از آن به « اسراف » ياد شده است .
در حديثى از امام رضا عليه السلام مىخوانيم : «
إنّما الإسراف فيما أتلف المال . . .
» . « 1 »
2 . آنكه مصرف كردن بيش از نياز فرد باشد ؛ مثلًا شخصى كه بيش از يك وسيله نقليه نياز ندارد اقدام به تهيه دو يا چند وسيله شخصى نمايد ، چنانكه از اميرمؤمنان على عليه السلام مىخوانيم : «
ما فوق الكفاف إسراف
؛ مصرف مازاد بر حدّ كفايت اسراف است » . « 2 » طبعاً چنين ملاكى نسبت به اشخاص و مكانها و زمانها متفاوت است .
3 . آنكه مصرف ، از شأن طرف خارج باشد ؛ مانند آنكه كسى كه به نان شب خويش نيازمند است ماشين گرانقيمتى براى خود بخرد و يا لباسى كه در حدّ شأنش نيست بپوشد .
در حديثى از اميرمؤمنان مىخوانيم : «
للمسرف ثلاث علامات : يأكل ما ليس له و يشترى ما ليس له ، ويلبس ما ليس له
؛ شخص اسرافگر داراى سه علامت است : غذايى كه مناسب شأنش نيست ، مىخورد .
چيزى كه خارج از شأن اوست مىخرد و لباسى كه مناسب شأنش نيست ، مىپوشد » . « 3 »
طريحى ، لغوى معروف در شرح اين حديث مىنويسد : «
كأنّ المعنى : يأكل ما لا يليق بحاله أكلُه ، ويشتري مالا يليق بحاله شرائه و يلبس ما لا يليق بحاله لبسه
» . « 4 »
روشن است شئون افراد به حسب جايگاه اجتماعى و وضعيت معيشتى و اقتصادى در زمانها و مكانهاى مختلف متفاوت است ؛ ممكن است خريدن كالايى براى شخصى ، در حدود شأنش باشد و اسراف محسوب نگردد ، در حالى كه خريدن همان كالا براى فرد ديگر خارج از شأن بوده و « اسراف » به حساب آيد .
علّامه نراقى در عوائد الايّام پس از جمع بندى آيات و روايات باب مىنويسد : «
و ظهر ممّا ذكر أنّ الإسراف هو تضييع المال أو صرفه فيما لا يليق أو فيما لا يحتاج
؛ از آنچه ذكر كرديم به دست مىآيد كه اسراف عبارت است از تضييع مال يا مصرف كردن آن در جايى كه شأنش نيست و يا به آن نياز ندارد » . « 5 »
با توجه به آنچه در تبيين اين امور سه گانه ذكر شده ، مىتوان در بيان ملاكهاى اسراف از ديدگاه شرع مقدس چنين نتيجهگيرى كرد :
اسراف عبارت است از بهرهگيرى از امكانات و مواهب به گونهاى كه به هدر دادن مال منتهى شود و نيز زياده از حدّ نياز باشد و از نظر زمانى و مكانى متناسب با شأن و موقعيت مصرف كننده نباشد .
گفتار ششم : عوامل روى آوردن به اسراف و طرق پيشگيرى
اين فصل را در دو عرصه پى مىگيريم :
الف . ريشههاى روى آوردن به اسراف و مصرفگرايى
مىدانيم كه در نگرش دينى هر مصرف مازاد بر حدّ كفايت ، اسراف شمرده شده است ، چنانكه اميرمؤمنان عليه السلام مىفرمايد : «
ما فوق الكفاف اسراف
» . « 6 »
هامش
( 1 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 71 ، ح 165 .
( 2 ) . غررالحكم ، ح 9222 .
( 3 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 167 ، ح 3624 .
( 4 ) . مجمع البحرين ، ماده « س ر ف » .
( 5 ) . عوائد الايام ، ص 633 - / 634 .
( 6 ) . غررالحكم ، ح 9222 .