1 . قصد ، اقتصاد
قصد و اقتصاد معانى مختلفى دارند ، در اين بحث به معناى ميانه روى در زندگى آمده است .
امام سجاد عليه السلام فرمود : «
قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله ثلاث منجيات . . . القصد في الغنى والفقر
؛ سه چيز مايهء نجات است : . . . ميانه روى و رعايت اعتدال در هنگام دارايى و نادارى » . « 1 »
امام صادق عليه السلام فرمود : «
إنّ القصد أمر يحبّه اللَّه وإنّ السّرف أمر يبغضه اللَّه
؛ ميانهروى امرى است كه خداوند متعال آن را دوست و اسراف امرى است كه خداوند آن را دشمن مىدارد » . « 2 »
آن حضرت در بيانى ديگر فرمود : دعاى چهار دسته مستجاب نمىشود « . . .
من كان له مال فأفسده فيقول : يا رَبّ ارزُقني ! فيقول اللَّه عزّ و جلّ : ألم آمرك بالاقتصاد
. . . ؛ كسى كه مالش را تلف مىكند و در عين حال عرضه مىدارد : خدايا روزيم ده ، خداى عزوجل مىفرمايد : آيا تو را به اقتصاد و ميانهروى امر نكرده بودم » . « 3 »
همچنين فرمود : «
ضمنت لمن اقتصد أن لا يفتقر
؛ من ضمانت مىكنم براى كسى كه ميانهروى پيشه كند ، اينكه فقير نشود » . « 4 »
در حديثى ديگر از اميرالمؤمنين عليه السلام آمده است :
« القصد مثراة والسرف متواة » « 5 »
« مثرات » و « متوات » ، به معناى ابزار و اسباب ؛ اولى از اسباب دست يا بى به ثروت و دومى از ابزار هلاكت آن است . « 6 »
در بيانى ديگر امام صادق عليه السلام از قول پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل مىكند كه آن حضرت فرمود : «
ما من نفقة أحبّ إلى اللَّه عزّ وجلّ من نفقة قصد ويبغض الإسراف إلّافي الحجّ والعمرة
؛ هيچ هزينهاى نزد خدا محبوبتر از هزينهء آميخته با قصد و ميانهروى نيست ، اسراف و زيادهروى در مصرف مبغوض خداست مگر در حج و عمره » . « 7 » ( البته منظور از اين استثنا بذل و بخشش و توسعهء مصرف است ؛ نه اسراف واقعى ) .
2 . قَوام
« قَوام » معانى مختلفى دارد و مقصود از آن در مباحث اقتصادى ، حالت ميانهروى بين اسراف و اقتار است .
در سوره فرقان آيه 67 قوام ، از نشانههاى « عبادالرحمن » به حساب آمده است : « وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذلِكَ قَوَاماً » .
امام صادق عليه السلام پس از قرائت اين آيه سنگريزههايى را در ميان مشت خود جاى داد ( تا با مثالى روشن معناى اين واژه را بيان كند ) و فرمود :
« هذا الاقتار
؛ اين حالت را اقتار ( بخل ، خوددارى از انفاق ) گويند » و بار ديگر كف دست خود را پر از سنگريزه كرد آنگاه آن را به گونهاى گشود كه همهء
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 4 ، ص 53 ، ح 5 .
( 2 ) . همان ، ص 52 ، ح 2 .
( 3 ) . همان ، ص 56 ، ح 11 .
( 4 ) . همان ، ص 53 ، ح 6 .
( 5 ) . همان ، ص 52 ، ح 4 .
( 6 ) . النهاية ، ابن اثير ؛ مصباح المنير ، مادهء « قصد » .
( 7 ) . الفقيه ، ج 3 ، ص 167 ، ح 3621 .