پرهيز از هر گونه اسراف
گفتار اوّل : اسراف و تبذير در لغت و اصطلاح
لغتدانان در معناى اسراف و تبذير به اختلاف سخن گفتهاند . معنى مشترك ميان آنها « خروج از حد اعتدال » است . در اين باره مىتوان گفت : هر عملى ، با توجه به ظرفيت فاعل و توانمندى وى و با عنايت به ماهيّت خود عمل ، در مقام تحقق ، حدى معين دارد كه تجاوز از آن « اسراف » ، كوتاه آمدن از آن « اقتار » يا « تقتير » و رعايت حد لازم را « اعتدال » ، « قوام » و « قصد » گويند . چنانكه مصرف بيش از حد اعتدال يعنى ريخت و پاش در زندگى را « تبذير » مىنامند .
1 . جوهرى در صحاح ، ذيل مادهء « سرف » مىنويسد : «
السَرَف ضدّ القصد
. . . » و نيز يادآور مىشود : «
الإسراف في النفقة : التبذير
» . 2 . فيروز آبادى در قاموس مىنگارد : «
السَرَف ( محركة ) ضدّ القصد ، و الإغفال ، و الخطاء . . . و الإسراف :
التبذير أو ما أنفق في غير طاعة
؛ اسراف ، ضد ميانهروى است و به معناى اغفال كردن ، خطا نمودن و ريخت وپاش در مصرف نيز آمده است و اسراف به معنى تبذير يا انفاق در غير طريق اطاعت است » .
3 . ابن اثير در النهاية در ذيل كلمه « سرف » يادآور مىشود : «
من الإسراف والتبذير في النفقة لغير حاجة أو في غير طاعة اللَّه
؛ مصارف غير ضرورى در زندگى و نيز مصرف كردن در غير مسير بندگى خدا را اسراف و تبذير گويند » و در ذيل لغت « بذر » مىگويد :
« المبذّر : المسرف في النفقة
؛ « مبذّر » به كسى گفته مىشود كه در هزينه كردن اموال ، زيادهروى كند » .
4 . راغب ، در مفردات ، ذيل ريشهء « بذر » يادآور مىشود : «
التبذير التفريق و أصله إلقاء البذر و طرحه فاستُعير لكلّ مضيِّع لماله ، فتبذير البذر تضييع في الظاهر
؛ تبذير به معناى جداسازى و پراكندگى ( ريخت و پاش ) است و در اصل به معنى پاشيدن بذر است كه براى هر كسى كه مالش را ضايع مىكند به كار مىرود ، زيرا پاشيدن بذر در ظاهر تضييع است ( هر چند واقعاً چنين نيست ) » .