تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
آميزش جنسى نشده است ، به « سراح جميل » ( رها ساختن نيكو ) و متعه ( به معناى دادن هديهء مناسب ) توصيه مىكند و مىفرمايد : « . . . وَمَتِّعُوهُنَّ وَسَرِّحُوهُنَّ سَرَاحاً جَمِيلًا » . بدين معنا كه اگر بناست از همسرتان جدا شويد آنها را بدون جنجال رها كنيد و به هنگام جدا شدن از زن ، ناجوانمردانه درصدد انتقام‌گيرى و يا بدنام كردن او و امثال آن نباشيد . همين نكته در آيهء 2 سورهء طلاق نيز تأكيد شده است كه « پس از پايان عدّهء زنان ، يا ( در صورت ميل به بازگشت ) به طور شايسته‌اى با آنها زندگى كنيد و يا به طرز شايسته‌اى از آنها جدا شويد » : « فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ » . در روايتى از امام باقر عليه السلام در تفسير جملهء « وَسَرِّحُوهُنَّ سَرَاحاً جَمِيلًا » آمده است : « تا آنجا كه مىتوانيد به نيكويى با آنان در هنگام طلاق رفتار كنيد ، زيرا زنان مطلّقه با اندوه و تلخ كامى و وحشت به خانوادهء خويش باز مىگردند و گاه مورد شماتت و بدگويى دشمنان قرار مىگيرند » . « 1 »

دو . تعديل مهريه

قرآن كريم پس از بيان حكم طلاقِ قبل از آميزش و لزوم پرداخت نصف مهر به زوجه مىفرمايد : « « إِلَّا أَنْ يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَا الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكَاحِ وَأَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَلَا تَنسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ » ؛ مگر اينكه آنها حق خود را ببخشند يا ( در صورتى كه صغير و سفيه باشند ، ولىّ آنها ؛ يعنى ) آن كس كه گره ازدواج به دست اوست ، آن را ببخشد و گذشت كردن شما ( و بخشيدن تمام مهر به آنها ) به پرهيزكارى نزديك‌تر است و گذشت و نيكوكارى را در ميان خود فراموش نكنيد » . « 2 » از اين آيه استفاده مىشود كه گرفتن نصف مهر حقّ زن است ؛ ولى با آوردن جملهء « إِلَّا أَنْ يَعْفُونَ » گويا سفارش مىكند كه زن آن نصف را نيز ببخشد و نگيرد و يا اگر زوجه ، صغير و يا سفيه است ، ولىّ او - در صورتى كه مصلحت ايجاب كند - آن نصف مهر را نگيرد و در پايان نيز به مراعات فضل و بخشش ميان خود توصيه مىكند كه همهء اينها توصيه‌هاى اخلاقى همراه با بيان قوانين و احكام است . روشن است هنگامى كه مرد ، هيچ‌گونه آميزشى با زوجه نداشته ، پرداختن نصف مهر براى او كار سنگينى است و لذا اين توصيهء اخلاقى كه « اگر زن در صورت تمايل از آن صرف نظر كند بهتر است » در كنار حكمى كه به زن حق گرفتن آن را مىدهد قرار گرفته است .

سه . عفو در مسألهء قصاص

قرآن كريم پس از بيان قصاص در نفس و اعضا ، مىفرمايد : « « فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَهُ » ؛ اگر كسى آن را ببخشد ( و از قصاص ، صرف نظر كند ) ، كفّاره ( گناهان ) او محسوب مىشود » . « 3 »
هامش
( 1 ) . تفسير نورالثقلين ، ج 4 ، ص 288 ، ح 163 . ( 2 ) . بقره ، آيهء 237 . ( 3 ) . مائده ، آيهء 45 .