تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
دارند مانعى بر سر راه خود نمىبينند و گاه از سوى كسانى است كه با پيدا كردن راه‌هاى فرار از قانون ، يا دور زدن قانون و تفسير آن به نفع خويش ، قوانين را بىاثر مىكنند . قدرتمندان دور از اعتقادات و اخلاق ، تا جايى كه ممكن باشد در مرحلهء وضع قانون دخالت نموده و از ابتدا امتيازاتى كليدى و اساسى براى خود دست و پا مىكنند . « 1 » در مرحلهء بعد اگر ظواهر قانون با خواسته‌هاى آنان هماهنگ نباشد قانون را دور زده و با تفسير منفعت طلبانه از متشابهات قانون ، محكمات آن را زير پا مىگذارند . « 2 » در مرحلهء سوم مجريان قانون را از طريق تطميع و تهديد در اختيار خود مىگيرند و با انواع رشوه‌ها و فشارها به اهداف نامشروع خود جامهء عمل مىپوشانند . در نهايت اگر قدرتمندان راهى براى تصويب قانون و يا تفسير آن به نفع خود و يا تطميع و تهديد مجريان قانون نداشته باشند ، به گونه‌اى روشن به مخالفت با آن بر مىخيزند و ابايى از قانون‌شكنى در اين مرحله ندارند . « 3 » آرى ! انسان‌ها تا در برابر خداوند احساس مسئوليت نكنند و به بازخواست الهى معتقد نباشند و تا زمانى كه رذايل اخلاقى همچون حرص و كبر و غرور و حسد و جاه‌طلبى در پرتو ايمان و اخلاص از وجود آنان ريشه‌كن نشود ، انتظار عمل به قانون ، انتظارى بيهوده خواهد بود . همچنين احكام و قوانين اگر جداى از صفاتى همچون عفو و صفح و گذشت و مانند آن ديده شود و توصيه گردد ، مشكلاتى را در اجرا به بار خواهد آورد . گرچه ممكن است با اجراى دقيق و صحيح قانون ، مشكلات فراوانى حلّ شود ، ولى تا لايه‌هاى آن با اخلاق آميخته نگردد ، آرامش روحى و روانى به همراه نخواهد نداشت . آنچه در جامعه ، مردم را با هم پيوند مىدهد و به زندگى جمعى آرامش مىبخشد ، قانون خشك و صرف نيست ؛ بلكه قانون همراه با اخلاق است ؛ بدين معنا كه قانون هدفش فصل دعاوى ، بريدن ، قطع كردن و تمام كردن كار است ، ديگر كارى به زخم‌هاى ناشى از اين جرّاحى
هامش
( 1 ) . نمونهء روشن آن وضع قانون « حق و تو » براى پنج كشور هسته‌اى در شوراى امنيت سازمان ملل متحد است . ( 2 ) . نمونهء آن در تاريخ ، ماجراى اصحاب السّبت و به دام انداختن ماهيان در روز شنبه و صيد آن در روز يكشنبه توسط جمعى از يهوديان سركش بود ( ر . ك : بقره ، آيهء 65 و اعراف ، آيهء 163 ) و در جهان امروز ماجراى برخورد آمريكا با اسيران جنگى افغانستان از همين قبيل است كه نه آنها را در افغانستان نگه مىدارند تا طبق قانون آن كشور با آنان برخورد شود و نه به كشور خويش مىبرند تا مطابق قانون آمريكا با آنان رفتار شود ، بلكه آنها را در منطقه‌اى به نام « گوانتانامو » كه در اختيار كشور آمريكاست ولى خارج از آن كشور و خارج از حيطهء قانون كشور آمريكاست ، نگه مىدارند تا با آنان حتّى به عنوان اسيران جنگى نيز رفتار نشود ، بلكه هرگونه كه خواستند با آنان برخورد كنند و از آن مهم‌تر جنايات وحشتناك اسرائيل و نابودى انسان‌ها و ويران كردن خانه و كاشانهء آنها را به عنوان دفاع از خويشتن توجيه و تفسير مىكنند . ( 3 ) . آمريكا پس از آنكه نتوانست موافقت شوراى امنيّت را براى حمله به عراق به‌دست آورد ، با قلدرى تمام حاكميت آن كشور را به بهانهء يافتن تسليحات كشتار جمعى نقض كرد و آن را اشغال نمود ؛ ولى هرگز نتوانستند كمترين نشانه‌اى از تسليحات كشتار جمعى از آن كشور به‌دست آورند .