الصناعات ، وأوصِ بِهِم خيراً : المقيم منهم والمضطَربِ بماله والمترفِّقِ ببدنه ، فإنّهم موادُّ المنافع وأسباب المرافق وجُلّابها من المباعد والمطارح في برّك وبحرك وسهلك وجَبَلك وحيث لايلتئم الناس لمواضعها ولايجترؤونَ عليها
؛ به تجار و صاحبان صنايع توصيه كن و آنها را به خير و نيكى سفارش نما ( و در اين توصيه ميان ) بازرگانانى كه در شهر يا روستا هستند ( و مركز تجارى ثابت دارند ) و آنها كه در گردشاند و نيز صنعتگرانى كه با نيروى جسمانى خويش به كار صنعت مىپردازند ، تفاوت مگذار ! چرا كه آنها منابع اصلى منافع و اسباب آسايش جامعه به شمار مىروند . آنها هستند كه از سرزمينهاى دوردست ، از پرتگاهها و كوهستانها ، خشكىها و درياها و سرزمينهاى هموار و ناهموار ، مواد مورد نياز را گرد مىآورند ، از مناطقى كه بسيارى از مردم با آن سر و كارى ندارند و گاه جرأت رفتن به آن سامان در آنها نيز نيست » . « 1 »
از سوى ديگر انسانها با استعدادها و خلاقيتهاى گوناگون آفريده شدهاند ، اميرمؤمنان على عليه السلام مىفرمايد : «
الناس كالشجر ، شرابه واحد و ثمره مختلف
؛ مردم همانند درختاناند ، كه همه از يك سرچشمه سيراب مىشوند ؛ ولى ميوههاى مختلف مىدهند » . « 2 »
بر اين پايه همهء انسانها در بينش دينى به عنوان « نيروى انسانى » از سرمايههاى جامعه محسوب مىشوند كه تأمين نيازهاى جامعه بشرى به آنها واگذار شده است .
امام صادق عليه السلام مىفرمايد : «
الناس معادن كمعادن الذهب والفضّة
؛ مردم همانند معادن طلا و نقره با ارزشند ( و از خلاقيتها و استعدادهاى ارزشمند گوناگونى برخوردارند ) » . « 3 »
از سوى ديگر در پيكرهء عظيم جامعهء بشرى ، هيچ كس از ديگران بىنياز نيست ، همه به يكديگر نيازمندند و هر كس ادارهء بخشى از اين شبكهء به هم تنيدهء نياز و پاسخ را به عهده دارد .
امام صادق عليه السلام در اين زمينه مىفرمايد : «
إنّه لابدّ لكم من الناس ، إن أحداً لايستغني عن الناس حياته ، والناس لابدّ لبعضهم من بعض
» . « 4 »
در واقع اين دست آفرينش است كه بر اساس حكمت و مصلحت ، استعدادهاى انسانها را بهگونهاى خلق كرده است كه به يكديگر نياز داشته باشند و از خدمات متقابل همديگر بهرهمند شوند و همگان به گونهاى در امر توليد سهيم باشند و كار مفيدى را به عهده بگيرند .
قرآن در اين باره مىفرمايد : « « نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُمْ مَّعِيشَتَهُمْ فِى الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيّاً » ؛ ما معيشت آنها را در حيات دنيا ، ميان آنان تقسيم كرديم ، و بعضى را بر بعضى برترى داديم ، تا يكديگر را تسخير كنند و به يكديگر خدمت نمايند » . « 5 »
هامش
( 1 ) . نهجالبلاغه ، نامهء 53 .
( 2 ) . غررالحكم ، ح 1882 .
( 3 ) . كافى ، ج 8 ، ص 177 ، ح 197 .
( 4 ) . همان ، ج 2 ، ص 635 ، ح 1 .
( 5 ) . زخرف ، آيهء 32 .