سفيهان نسپريد » « وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَاماً . . . » . « 1 »
در ذيل اين آيه رواياتى از اهلبيت عليهم السلام وارد شده كه سفيه را بر شارب الخمر تطبيق داده است :
« عن الصادق عليه السلام : كل من يشرب الخمر فهو سفيه » « 2 »
و نيز رواياتى از فريقين وارد شده كه بعضى از مصاديق آن را اطفال و زنان هوسران شمرده است :
« عن الباقر عليه السلام : فالسفهاء النساء والولد اذا علم الرجل أن امرأته سفيهة مفسدة وولده سفيه مفسد ، لم ينبغ له ان يسلط واحداً منهما على ماله الذى جعل اللَّه له قياماً
» . « 3 »
علامه حلى در تذكرة الفقهاء مىنويسد : « اگر شخص فاسق مال خويش را در معاصى صرف مىكند ؛ مانند خريدن شراب و آلات لهو و قمار ، يا اينكه مال خويش را وسيلهء دست يافتن به فساد قرار مىدهد رشيد نيست و اموال او بالاجماع در اختيار او قرار نمىگيرد » « 4 » . دكتر وهبه زحيلى نيز به نقل از مذاهب اربعهء اهل سنت ، سفيه را به معناى كسى مىداند كه مالش را تبذير مىكند و آن را صرف موارد غير صحيح مىنمايد . « 5 »
ب . كسى كه برخوردار از ابزار توليد در يكى از زمينههاى اقتصادى است اگر آن را معطّل بگذارد در صورتى كه توليد آن كالا از نيازهاى ضرورى جامعه و پرداختن به آن حرفه از واجبات كفايى باشد حكومت اسلامى براى حفظ نظام اقتصادى او را ملزم به اخذ اجرة المثل كرده ، ابزار را در اختيار شخص ديگرى مىگذارد .
ج . كسى كه زمين مواتى را تحجير مىكند و بدون عذر آن را رها مىسازد اكثر فقها قائلند كه زمين از تصرّف او خارج مىشود و حاكم اسلامى مىتواند آن را به ديگرى واگذار كند . « 6 »
د . مرتدّ فطرى يعنى كسى كه حداقل يكى از والدين او مسلمان بوده و خود او نيز پس از بلوغ ، اظهار اسلام كرده و سپس از دين اسلام برگشته ، مالكيّت خود نسبت به اموالش را از دست مىدهد و اموال او در صورتى كه مذكر باشد پس از اداى ديونش در ميان ورثهء مسلمان او تقسيم مىشود . « 7 »
2 . اصل رقابت سالم
نظام اقتصادى اسلام در عرض نهى از انحصارگرايى در بازار كه ضمن اصل قبل از آن سخن گفته شد به رقابت سالم در بازار توصيه مىكند ، زيرا وقتى انحصارگرايى و به تعبير اميرمؤمنان على عليه السلام « استئثار » ( / به خود اختصاص دادن امكانات اقتصادى و برترىطلبى در آنچه همهء مردم در آن مساوى هستند ) نفى شد « 8 » لازمهء آن تقسيم امكانات
هامش
( 1 ) . نساء ، آيهء 5 .
( 2 ) . مستدرك الوسائل ، ج 14 ، ص 17 .
( 3 ) . همان ، ج 13 ، ص 241 و ر . ك : درالمنثور ، ج 2 ، ص 120 .
( 4 ) . تذكرة الفقهاء ، ج 2 ، ص 75 فى احكام السفيه .
( 5 ) . موسوعة الفقه الاسلامى ، ج 6 ، ص 4490 - / 4497 .
( 6 ) . تحريرالوسيلة ، ج 2 ، ص 206 م 24 .
( 7 ) . قواعد الاحكام ، ج 2 ، كتاب الحدود فى حد المرتد ، ص ( 80 - / 574 ) و مسالك الافهام ، ج 15 ، ص 23 .
( 8 ) . ايّاك والاستئثار بما الناس فيه اسوة ( نامهء 53 ، نامهء اميرمؤمنانبه مالك اشتر ) .