غير نفتى ارزانتر .
بعضى از انديشمندان اقتصادى شرايط ديگرى را نيز ذكر كردهاند كه بعضى از آنها با شرايط مزبور تداخل دارد از جملهء اين شروط شرط آزادى در قراردادها و داد و ستدهاست ؛ همانى كه به عنوان يكى از شاخههاى اصل آزادى اقتصادى ذكرش گذشت .
شرط ديگر وفا به شرطهاى ضمن عقد از باب «
المؤمنون عند شروطهم
» است ، زيرا عمل به مفاد قراردادها و تعهدات ضمنى آن ، موجب بهوجود آمدن جوّ اعتماد و اطمينان شده ، در نهايت بستر رقابت سالم را فراهم مىسازد .
شرط سوم صداقت در معاملات و قراردادها و پرهيز از دروغگويى و نيرنگ و تدليس است و شرط چهارم پرهيز از اضرار و فعاليتهايى است كه سبب زيان به ديگران مىگردد .
عمل به اينگونه از شروط از بهوجود آمدن انحصارات بزرگ و تمركز ثروت در دست گروهى محدود پيشگيرى مىكند و انگيزهء تلاش و نوآورى را در سطوح پايين جامعه فزونى مىبخشد . « 1 »
3 . اصل اعتماد متقابل حكومت اسلامى و فعالان اقتصادى
از جمله از اصولى كه سبب رشد و توسعهء اقتصادى مىشود و از بعضى از آداب و احكام اقتصادى اسلام ضرورت آن به دست مىآيد اعتماد كارگزاران نظام اقتصادى اسلام به مردم و فعالان اقتصادى و حمايت از آنان در فعاليتهاى اقتصادى و اداى تكاليف مالى است . در حديث معتبرى از غياث بن ابراهيم از امام باقر عليه السلام مىخوانيم :
اميرمؤمنان على عليه السلام وقتى زكاتگيرنده ( / مصّدّق ) خود را براى اخذ زكات مىفرستاد به او مىفرمود :
وقتى بر صاحب مال وارد شدى با او اينگونه سخن بگو : «
تصدّق رحمك اللَّه ممّا أعطاك اللَّه
؛ از آنچه خداوند به تو عطا كرده ، زكاتش را بده خداى رحمتت كند » سپس فرمود : « اگر از تو روى برگرداند و نخواست زكاتش را بدهد ، اجبارش نكن و اصرار ننما » ؛ «
فان ولّى عنك فلا تراجعه
» . « 2 »
در نامهء 25 نهجالبلاغه آن حضرت نيز خطاب به زكاتگيرنده بياناتى را مشاهده مىكنيم كه به روشنى دلالت بر اين دارد كه در اسلام و در نظام اقتصاد اسلامى تا چه اندازه ، روى كرامت و حريت و اختيار انسان تكيه شده است ؛ مىخوانيم : « با تقوا و احساس مسئوليت در برابر خداوند يكتا و بىشريك حركت كن و در اين راه هيچ مسلمانى را مترسان و بر سرزمين او ناخشنود مگذر ؛ بيش از آنچه از حق خداوند در اموالش است از او مگير ، پس از آنكه به آبادى قبائل رسيدى در كنار آب فرود آى و داخل خانههاشان مشو . سپس با آرامش و وقار به سوى آنان برو ، تا در ميان آنها قرار گيرى ، به آنها سلام كن و از اظهار تحيت بخل نورز ، پس از آن به آنان
هامش
( 1 ) . ر . ك : نظام اقتصادى اسلام ، مبانى مكتبى ، سيد حسين ميرمعزّى ، ص 168 - / 173 .
( 2 ) . وسائل الشيعه ، باب 14 از ابواب زكات الأنعام ، ح 5 ، ج 9 ، ص 132 .