روزگار ، نه فقط از اين جهت كه ارزش اخلاقى است ، اهميت دارد ، بلكه به آن دليل نيز مهم است كه از اركان توسعهء اقتصادى است . اين نظريه تقريباً به حدّ اجماع رسيده است و كتابى را در زمينهء توسعهء اقتصادى نمىتوان يافت كه با عناوين گوناگون ، همچون « به كارگيرى نيروها در زمينهء آموزش و بهرهورى از منابع انسانى » به اين مسأله نپرداخته باشد » . « 1 »
ولى توجه به اين نكته ضرورى است كه آموزشها زمانى مىتواند براى توسعه و پيشرفت اقتصادى مؤثّر باشد كه با نيازهاى جامعه هماهنگ گردد و گرنه ممكن است كشور در بخشهايى با تراكم متخصّص و آموزش ديده مواجه شود كه همين سبب بيكارى بسيارى از آنان گردد و در بخشهاى مورد نياز از كمبود متخصصان و كارآشنايان رنج برد .
اينجاست كه وظيفهء بخشهاى آموزشى جهت اصلاح ساختار آموزش و دست كشيدن از ساختار سنّتى و روى آوردن به آموزشهاى به روز و متناسب با نيازها روشن مىشود .
7 . شجاعت و دليرى
اصلاحات اقتصادى و پيمودن راه رشد و توسعه و اجراى همه جانبهء آن ، نياز به شجاعت و قاطعيت دارد . نمىتوان سكان رشد و توسعه را به دست افراد زبون و ترسو سپرد .
اجراى با قدرت و قوّت برنامهها و ايستادگى در برابر عوامل بازدارنده ، شرط اساسى اين راهبرد است .
رسول خدا صلى الله عليه و آله در سفارش خود به على عليه السلام مىفرمايد : «
يا علىّ ! لا تشاور جباناً فانّه يضيّق عليك المخرج
؛ اى على ! ( در كارهايت ) با انسان ترسو مشورت مكن ، چرا كه راه برون رفت از مشكلات را بر تو تنگ مىكند » . « 2 »
اگر برنامههاى توسعه ، مشكلاتى را پديد آورد و يا سبب رنجش برخى از متنفّذان گردد ، يا قدرتهاى فرامنطقهاى را به چالش بكشد و يا جوّى بر ضدّ برنامهريزان ايجاد كند ، انسانهاى ترسو كنار مىكشند و جرأت ادامهء كار تا حصول به نتيجه را ندارند .
اميرمؤمنان على عليه السلام در عهدنامهء خود به مالك اشتر كه منشور كشوردارى و سازندگى است و در حقيقت آرم آن با جملات «
جباية خراجها . . .
واستصلاح أهلها وعمارة بلادها
» منقوش است ، مىفرمايد : «
ولاتدخلنّ في مشورتك . . . جباناً يُضعفك عن الأمور
؛ در كارهايت با ترسو مشورت مكن كه تو را در اجراى برنامههايت سست مىكند » . « 3 »
در همين عهدنامه سفارش مىكند كه با دلاوران و شجاعان ارتباط برقرار نما : «
ثمّ الصق . . . أهل النّجدة والشّجاعة
» ، « 4 » بنابراين شجاعت ، از لوازم اجراى هر برنامهء اصلاحى است كه از جملهء آنها برنامهء توسعهء اقتصادى است .
هامش
( 1 ) . سرمايهگذارى در نيروى انسانى و توسعهء اقتصادى ، محمود متوسلى ، ص 243 .
( 2 ) . بحارالانوار ، ج 70 ، ص 304 ، ح 21 .
( 3 ) . نهجالبلاغه ، نامهء 53 .
( 4 ) . همان .