ثروت و امكانات بيشتر پيوسته تلاش مىكند و به حدّى خاص قانع نمىشود . در نتيجه او هميشه در تنگى و سختى حفظ چيزى است كه به دست آورده و در زحمت و رنج چيزى است كه بهدست نياورده و بدان دلبسته است .
افزون بر اين ، اندوه و غم و اضطراب و پريشانى نيز بر او هجوم مىآورد . ترس از بروز حوادثى همانند مرگ و بيمارى ، حسادت حسودان و مكر حيلهگران ، تباهى و نافرجامى سعى و تلاشها و از دست دادن دوستان ، از او قرار و آرامش را مىگيرد و پيوسته او را ناآرام نگه مىدارد » . « 1 »
آن قلب و دلى كه از خدا و معنويت بيگانه باشد ، روى آرامش را نخواهد ديد . به تعبير سيد قطب : « و ما يشعر القلب بطمأنينة الاستقرار إلّافى رحاب اللَّه و ما يحسّ راحة الثقة إلّامن هو مستمسك بالعروة الوثقى لاانفصام لها ؛ قلب آدمى جز در پناه خداوند قرار و آرامش را درك نمىكند و تنها آن كس كه به ريسمان محكم الهى كه هرگز گسستنى نيست چنگ زند ، آسودگى اطمينان را احساس مىكند » .
آنگاه مىافزايد : « آرامشى كه از ايمان حاصل مىشود ، زندگى را از نظر طول و عرض و عمق و وسعت ، چند برابر مىكند ( بركت مىدهد ) و محروميت از ايمان ، بدبختى و شقاوتى را به همراه دارد كه هرگز بدبختى و تنگناى فقر و محروميت با آن برابرى نمىكند » . « 2 »
تفسير نمونه پس از تبيين سختى و تنگناى آنان كه از خدا روى گردان هستند ، مىافزايد : « البته تا اينجا سخن از فرد بود ، هنگامى كه به جوامعى كه از ياد خدا روى گردان هستند ، وارد شويم ، مسأله از اين هم وحشتناكتر خواهد بود ، جوامعى كه بهرغم پيشرفت شگفتانگيز صنعت ، و فراهم بودن همهء وسائل زندگى ، در اضطراب و نگرانى شديد به سر مىبرند . در تنگناى عجيبى گرفتارند و خود را محبوس و زندانى مىبينند .
« نيكسون » رئيس جمهور اسبق آمريكا در نخستين نطق رياست جمهورى خود گفت : « ما گرداگرد خويش زندگانى تو خالى مىبينيم ، در آرزوى ارضا شدن هستيم ، ولى هرگز ارضا نمىشويم ! » .
يكى ديگر از مردان معروف آنها كه نقش او در جامعه ، شادى آفريدن براى همه بود ، مىگويد : « من مىبينم انسانيت در كوچه تاريكى مىدود كه در انتهاى آن جز نگرانى مطلق نيست » . « 3 »
دانشمندان غربى نيز به صراحت از وضعيت كسالتبار زندگى بدون مذهب سخن گفتهاند ؛ از جمله « مالاك » ( دانشمند انگليسى ) مىنويسد :
« مدرنيسم بىمذهب ، جز جهانى كسالتبار و بىروح نيست » . « 4 »
روژه گارودى مىنويسد : « در قلب ايدئولوژى آمريكايى [ ليبراليسم ] نوعى پوچى و تهى بودن
هامش
( 1 ) . الميزان ، ج 14 ، ص 225 .
( 2 ) . فى ظلال القرآن ، ج 5 ، ص 503 .
( 3 ) . تفسير نمونه ، ج 13 ، ص 329 - / 330 ( با مقدارى تلخيص ) .
( 4 ) . ليبراليسم و محافظهكارى ، ص 199 ( مطابق نقل : تمدّن ماديگرانه ما غربىها ، ص 18 ) .