2 . اهميت توسعه اقتصادى در اسلام
رشد و توسعه در اسلام همواره مورد توجه بوده است . اسلام افزون بر تلاش جهت خرافهزدايى از مردم ، تصحيح عقايد و آبادانى قيامت آنان ، به دنيا و رفاه و رشد و توسعهء اقتصادى آنان نيز توجه داشته است .
گاه با ترغيب به بهرهمندى از دنيا : « قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِى أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ » « 1 » و گاه با هشدار به آنان كه بهرهگيرى از دنيا را بر خود حرام كردهاند : « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَاتُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ » « 2 » مسلمانان را براى تلاش همه جانبه فرا مىخواند .
همچنين با صراحت از مردم مىخواهد در مسير آبادانى زمين تلاش كنند : « هُوَ أَنشَأَكُمْ مِّنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا » . « 3 » روشن است كه دعوت به عمران و آبادانى ، دعوت به تلاش براى توسعه و رشد اقتصادى است .
اميرمؤمنان على عليه السلام نيز مىفرمايد : «
فأهبطه بعد التّوبة ليَعمُر أرضه بنسله
؛ خداوند آدم را - پس از توبه - به زمين فرود آورد تا زمين را با نسل خويش آباد كند » . « 4 »
همچنين على عليه السلام هنگامى كه از دوران جاهليت و پيش از بعثت رسول خدا صلى الله عليه و آله ياد مىكند ، علاوه بر يادآورى عقايد نادرستى كه در پرتو تعليمات حياتبخش نبوى اصلاح شد ، از فقر و تنگدستى مردم نيز ياد مىكند كه با تبعيّت از اسلام و مكتب رسول خدا صلى الله عليه و آله از جامعه رخت بر بست ؛ مىفرمايد :
« إنّ اللَّه بعث محمّداً صلّى اللَّه عليه و آله وسلّم نذيراً على العالمين ، وأميناً على التنزيل ، وأنتم معشر العرب على شرّ دين وفي شرّ دار ، منيخون بين حجارة خُشْنٍ ، وحيّات صُمّ ، تشربون الكدر ، وتأكلون الجَشِب
؛ خداوند محمد صلى الله عليه و آله را به عنوان بيمدهنده جهانيان و امين بر قرآن بر انگيخت ، در حالى كه شما مردم عرب ، داراى بدترين دين بوديد و در بدترين خانهها زندگى مىكرديد ، منزلتان ميان سنگهاى سخت و مارهاى خطرناك بود ، از آبهاى آلوده و غذاهاى ناگوار استفاده مىكرديد » . « 5 »
در دعايى از امام حسن عسكرى عليه السلام مىخوانيم :
« صلّ على محمّد وآل محمّد كما رحمت به العباد وأحييت به البلاد ، . . . وأضعفت به الأموال
؛ خدايا بر محمد درود فرست ، همانگونه كه به بركت وجود او به بندگانت مهربانى كردى ، شهرها را آباد نمودى و سرمايهها را افزايش دادى » . « 6 »
اميرمؤمنان على عليه السلام نيز در عهدنامهء خود به مالك اشتر سفارش به آبادانى و توسعه مىكند و مىفرمايد : «
و ليكن نظرك في عمارة الأرض ، أبلغ من
هامش
( 1 ) . اعراف ، آيهء 32 .
( 2 ) . مائده ، آيهء 87 .
( 3 ) . هود ، آيهء 61 .
( 4 ) . نهجالبلاغه ، خطبهء 91 . ابن خلدون دانشمند نامى جهان اسلام ( م 808 ) در كتاب تاريخ خود دانش « عمران » را مطرح كرده و در جلدهاى 1 و 2 به طور مشروح از آن بحث كرده است . اين مباحث با همان چيزى كه امروزه از آن با عنوان « توسعه » ياد مىكنند ، تقارب دارد .
( 5 ) . نهجالبلاغه ، خطبهء 26 .
( 6 ) . بحارالانوار ، ج 91 ، ص 73 .