تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
متعددى بيان شده است ؛ ولى توجه به دو نكته ضرورى است : 1 . حيات طيّبه به هر معنا كه باشد ، مربوط به حيات دنيوى است ، زيرا « در دنبال آن ، از جزاى الهى به نحو احسن سخن به ميان آمده ، . . . حيات طيّبه مربوط به دنيا و جزاى احسن مربوط به آخرت است » . « 1 » 2 . براى رسيدن به « حيات طيّبه » ايمان و عمل صالح شرط لازم است و طبعاً در جامعه‌اى كه فقط رشد و ترقى اقتصادى در آن ملاحظه شود و به ايمان و معنويت توجه نشود ، آن جامعه فاقد « حيات طيّبه » است . تفسير نمونه پس از نقل اقوال « 2 » دربارهء « حيات طيّبه » مىنويسد : « حيات طيّبه ، مفهومش آنچنان وسيع و گسترده است كه همه موارد فوق و غير آنها را در بر مىگيرد . زندگى پاكيزه از هر نظر ، پاكيزه از آلودگىها ، ظلم‌ها ، خيانت‌ها ، عداوت‌ها ، دشمنىها ، اسارت‌ها و انواع نگرانىها و هر چيزى كه آب زلال زندگى را در كام انسان ناگوار مىسازد » . « 3 » بنابراين ، رشد و توسعه از منظر دين افزون بر فراوانى ، گستردگى ، كيفيت عالى محصولات ، توزيع عادلانهء ثروت و مانند آن ، لايه‌هايى از معنويت و اخلاق را نيز در درون خود دارد . و جامعه اسلامى همراه با استفاده از نعمت‌هاى فراوانى كه خدا به او ارزانى داشته « وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً » « 4 » ، از ايمان و معنويت نيز برخوردار و به مراتبى از پيشرفت دست مىيابد كه همگان را شگفت‌زده نموده و دشمنانش را از حسادت به خشم مىآورد . قرآن كريم به زيبايى مردم چنين جامعه‌اى را ترسيم مىكند و مىفرمايد : « « . . . كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ » ؛ همانند زراعتى كه جوانه‌هاى خود را خارج ساخته ، سپس به تقويت آن پرداخته تا محكم شده و بر پاى خود ايستاده و به قدرى نمو و رشد كرده كه زارعان را به شگفتى وا مىدارد ؛ اين براى آن است كه كافران را به خشم آورد » . « 5 » مردم اين جامعه و به تَبَع آن خود جامعهء اسلامى در صورت عمل به تعليمات اسلامى مراحل رشد و ترقى را تا آنجا طىّ مىكند كه سبب شگفتى سازندگان جامعه و پديدآورندگان آن تمدّن افتخارآفرين مىشود و دشمنان سلطه‌جويى كه اين فرآيند را به زيان منافع خود مىدانند ، به خشم مىآيند . فراموش نشود ، آنچه گفته شد در صورت حاكميت معيارهاى الهى و اسلامى است .
هامش
( 1 ) . تفسير نمونه ، ج 11 ، ص 394 . سيد قطب نيز « حيات طيّبه » را مربوط به دنيا مىداند ( فى ظلال القرآن ، ج 4 ، ص 2193 ) . ( 2 ) . مانند : الف . رزق حلال ب . قناعت و رضايت و خشنودى به روزىمقدّر پروردگار ج . روزى روزانه كه هر روز خداوند روزى آن روز را مىرساند و . . . ( 3 ) . تفسير نمونه ، ج 11 ، ص 394 . ( 4 ) . لقمان ، آيهء 20 . ( 5 ) . فتح ، آيهء 29 .