مسُّها ، قاتلٌ سمُّها
» . « 1 »
از مجموع اين آيات و روايات تأكيد در زيانبار بودن زندگى دنيا ، فريبنده بودن مظاهر آن و دور شدن از سعادت جاويدان بر اثر نزديكى به آن استفاده مىشود .
گروه دوم : در نقطهء مقابل ، گروهى ديگر از آيات و روايات وجود دارد كه تعبير « خير » ، « فضل » و « اجر » را دربارهء دنيا و مال دنيا كرده و به دست آوردن آن را مورد تشويق و ترغيب قرار داده آن را محبوب پروردگار و رحمت و حسنه مىداند و اموال دنيا را مايهء قوام مردم و فقر و نادارى را مذموم شناخته است . به موارد زير توجه كنيد :
1 . قوم موسى در مقام نصيحت و خيرخواهى به قارون گفتند : « وَلَا تَنسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا » . « 2 »
2 . دربارهء فعاليتهاى پس از نماز جمعه مىخوانيم : « فَإِذَا قُضِيَتِ الصَّلَاةُ فَانتَشِرُوا فِى الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ » . « 3 »
3 . در آيات متعدّدى از مال ، تعبير به « خير » شده است ؛ مانند آيات 110 ، 180 ، 272 و 273 سورهء بقره ؛ مثلًا در آيهء 180 آمده است : « كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ » و نيز در آيات ديگرى از دنيا و اموال دنيا ، به ثواب « 4 » ، حسنه « 5 » و رحمت « 6 » تعبير شده است .
4 . « وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَاماً » . « 7 »
در اين آيه اموال دنيا وسيلهء برپايى زندگى معرفى شده ، و از دادن آن به دست سفيهان نهى شده است .
در برخى از روايات ، دنيا به « مسجد احبّاء اللَّه » و « مصلّى ملائكة اللَّه » توصيف شده « 8 » و از آن به «
مطيّة
المؤمن
؛ مركب راهوار مؤمن » ياد شده است . « 9 »
آيات و روايات در هر دو گروه بيش از آن است كه ذكر شد . مهم آن است كه نظر واقعى اسلام در اين زمينه روشن شود . البته چنانكه اشاره شد ، گروهى بدون بررسى همهء موارد ، يك جانبه قضاوت كرده و ديدگاههايى افراطى يا تفريطى را به اسلام نسبت دادهاند . افرادى نيز از صدراسلام متمايل به رهبانيت و زهد منفى شده بودند كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در زمان خود قاطعانه در مقابل آنان ايستاد و فرمود :
« لارهبانيّة فى الاسلام
» . « 10 » اين افكار در زمانهاى بعد نيز ادامه داشت . مناظرات امام صادق عليه السلام با فرقههاى صوفيه و زاهدنما مشهور و معروف است . « 11 »
آيين اسلام در مقايسه با افراط و تفريط مسيحيت و يهوديت نسبت به دنيا و آخرت حالت متعادلى را توصيه مىكند ؛ يعنى رهبانيتى را كه به
هامش
( 1 ) . نهجالبلاغه ، نامهء 68 .
( 2 ) . قصص ، آيهء 77 .
( 3 ) . جمعه ، آيهء 10 .
( 4 ) . آل عمران ، آيهء 148 .
( 5 ) . بقره ، آيهء 201 .
( 6 ) . شورى ، آيهء 48 .
( 7 ) . نساء ، آيهء 5 .
( 8 ) . نهجالبلاغه ، قصار 131 .
( 9 ) . كشف الخفاء عجلونى ، ج 2 ، ص 356 ، ح 3029 .
( 10 ) . مستدرك الوسائل ، ج 14 ، ص 155 ، ح 16356 ؛ مصنف ابنابىشيبه ، ج 3 ، ص 270 .
( 11 ) . ر . ك : كافى ، ج 5 ، ص 65 - / 70 .