از نظر اسلام ، كار ، عار نيست مهم آن است كه مفيد و سودمند به حال جامعه باشد . متأسفانه گروهى از مردم تنها حاضر به قبول كارهايى هستند كه آن را در شأن خود مىپندارند و كمتر از آن را ذلّت مىشمارند . در روايات اسلامى وارد شده كه زمانى معروف ، منكر و منكر ، معروف خواهد شد . « 1 » به نظر مىرسد ، مسئلهء مورد بحث يكى از مصاديق اين روايات است . بعضى مىپندارند كسى كه كار كند و سخت كوش باشد انسانى حريص است و مرتب عدهاى به او مىگويند تا كى و براى كى ؟ و چرا ؟ آمار نشان داده ملتهايى مانند مردم چين و ژاپن كه به هرنوع كار مفيدى افتخار مىكنند و بيكارى را ننگ مىدانند ، به سرعت پيشرفت كردهاند . در اسلام از كشاورزى و چوپانى و صنعتگرى و تجارت ستايش شده ، هر چند افرادى كه از تعليمات اسلامى بيگانهاند ، بعضى از اين كارها را در شأن خود نمىدانند .
امام باقر عليه السلام در هواى گرم تابستان در مزرعه كار مىكرد و در حالى كه عرق از سر و رويش مىريخت ، مىفرمود : من از كسى كه كسب را رها مىكند و مىگويد خداوندا به من روزى ده ، متنفرم ! چنين كسى چرا براى معاش تلاش نمىكند ؟ او حتى از مورچهاى كه از لانهء خود براى به دست آوردن روزى بيرون مىرود ، كمتر است . « 2 »
در حديثى اميرمؤمنان على عليه السلام مىفرمايد : «
من لم يصبر على كدّه صبر على الإفلاس
؛ كسى كه بر زحمت كار و تلاش شكيبا نباشد ، ناگزير بايد بر فقر و فلاكت صبر كند » . « 3 »
3 . تظاهر و تلقين ؛
يكى از امورى كه باعث فقر مىشود تلقين فقر و تظاهر به آن است . تلقين از نظر روانى ، تأثير فراوانى در انسان مىگذارد . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «
من تفاقر إفتقر » « 4 »
و نيز امام كاظم عليه السلام فرمود : «
لا تحدّثوا أنفسكم به فقر فإنّه من حدّث نفسه بالفقر بخل
؛ فقر و نادارى را به خود تلقين نكنيد كه هر كس چنين كند ، بخل مىورزد » . « 5 »
4 . اسراف ؛
اسراف نابود كردن نعمتهاى الهى است و مقابل آن ، اقتصاد در معيشت است كه در روايات از آن به « تقدير المعيشة » « 6 » تعبير شده است .
از نظر اسلام هرگونه مصرفى كه در نعمتهاى الهى بخواهد صورت بگيرد ( از اطعام و لباس و سوخت ، وسايل زندگى و مسكن ، حتى انفاق و نفقه ) بايد همراه با اعتدال و ميانهروى باشد و انسان حدّ و اندازه را نگه دارد و از افراط ( اسراف ) و تفريط ( بخل امساك ) بپرهيزد .
و امام صادق عليه السلام مىفرمايد : «
ضمنتُ لمن اقتصد أن لا يفتقر
؛ براى كسى كه مراعات اقتصاد و اعتدال
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 5 ، ص 59 ، ح 14 ؛ كنزالعمّال ، ج 3 ، ص 688 ، ح 8470 .
( 2 ) . وسائل الشيعه ، ج 12 ، ص 17 ، ابواب مقدّمات التجارة ، باب 6 ، حديث 4 ( با تلخيص و اقتباس ) .
( 3 ) . غرر الحكم ، حديث شمارهء 8113 .
( 4 ) . بحارالانوار ، ج 73 ، ص 316 .
( 5 ) . همان ، ج 75 ، ص 321 .
( 6 ) . تحف العقول ، ص 292 ؛ بحارالانوار ، ج 47 ، ص 60 ، ح 112 . در كنز العمال ( ج 3 ، ص 49 ) در همين موضوع بابى تحت عنوان « الاقتصاد و الرفق فى المعيشة » آمده است .