مىتواند زكات بگيرد ؟ فرمود : آيا با آن دراهم به اندازهاى سود مىبرد كه هم قوت خانوادهاش را تأمين كند و هم اضافه بيايد ، جواب داد : آرى ! فرمود :
چه مقدار اضافه مىآيد ، جواب داد : نمىدانم . فرمود :
« ان كان يفضل عن القوت مقدار نصف القوت فلايأخذ الزكاة وان كان اقلّ من نصف القوت اخذ الزكاة
؛ اگر به مقدار نصف قوت سال اضافه مىآيد زكات نگيرد و اگر كمتر از نصف قوت سال اضافه مىآيد زكات بگيرد » عرض كردم : آيا به مال خود او نيز زكات تعلّق مىگيرد ؟ فرمود : آرى ! عرض كردم : «
كيف يَصْنَع
؛ با اين زكاتى كه به مال خود او تعلّق گرفته چه كند ؟ » فرمود : «
يوسّع بها على عياله فى طعامهم وكسوتهم ويُبقى منها شيئاً يُناولُه غيرهم و ما اخذ من الزكاة فضّه على عياله حتى يلحقهم بالناس
؛ با آن بر عيال خودش در رابطه با غذا و لباسشان توسعه مىدهد و مقدار كمى را نيز به ديگران مىرساند و آنچه از زكاتى كه از ديگران مىگيرد را نيز ميان عيالش تقسيم مىكند تا از حيث سطح زندگى ، آنان را بالا آورد و به ساير مردم ملحق كند » .
تعبير به « حتّى يلحقهم بالناس » در عين حال كه دليل بر سعهء صدر و كرامت شريعت اسلامى است كه به احساس خوارى و ذلّت آحاد از شهروندانش رضا نمىدهد به روشنى دلالت دارد كه اسلام تا چه حدّ به از بين بردن فاصلهء طبقاتى در حدّ امكان و بالا آوردن طبقهء ضعيف و رساندن آنان به تودهء مردم ، اهميت مىدهد .
قابل توجه است كه مقصود از « قوت السنّه » در اين روايت « مؤونة السنة » نيست تا گفته شود كه چگونه با آنكه به اندازهء « نصف مؤونه » اضافه آمده ، باز هم مىتواند زكات اخذ كند بلكه مراد از « قوت » چيزى است كه با آن شكم انسان سير مىشود و « مؤونه » شامل ساير ما يحتاج مثل لباس نيز مىگردد . بر همين اساس غالب كسانى كه در زمينهء زكات اموال ، قلم زدهاند به اين روايت اعتنا كردهاند .
مرحوم محمدتقى مجلسى رحمه الله پس از نقل اين حديث مىنويسد : « اين حديث با احاديث بسيار از موثق كالصحيح دلالت مىكنند بر آنكه لازم نيست تنگ گرفتن و از جهت توسعهء بر عيال ، زكات مىتوان گرفت كه آنها در مشقت نباشند » . « 1 »
مرحوم سيد عبدالأعلى سبزوارى ذيل كلام صاحب عروه : « الثالث ( من شرائط من يجوز دفع الزكاة اليه ) : ان لايكون من تجب نفقته على المزكّي كالأبوين وان علوا والاولاد . . . فلايجوز اعطاء زكاته اياهم للانفاق ، بل ولا للتوسعة على الأحوط وان كان لايبعد جوازه اذا لم يكن عنده ما يوسّع به عليهم » پس از نقل حديث مزبور مىگويد : « شكّى نيست كه سياق اين گونه از روايات سياق رأفت و امتنان و توسعهء بر امّت از جانب ولىّ زكات است . . . خصوصاً وقتى خانوادهاى از صاحبان عفّت و نجابتى باشند كه براى حفظ شؤون و حيثيّات دينى خودشان زحماتى را متحمّل مىشوند . با اين بيان مىتوان بين كلمات فقها جمع نمود بدين صورت كه بگوييم آنها كه قائل به عدم جواز هستند مقصودشان مواردى است كه از طريق شرعى
هامش
( 1 ) . لوامع صاحبقرانى ، ج 5 ، ص 529 .