تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
سپس به او سخنى فرمود كه نتيجه‌اش اين بود : « مدح و ستايش بلند در جاى خود مبالغه نيست » . « 1 » مؤمن اقتصادى كرامت و عزت نفسانىاش او را از ذُلّ سؤال باز مىدارد ، چون پيرو آن مكتبى است كه تقاضاى كمك از افراد نااهل را منفور مىشمرد : امام على بن موسى الرضا عليه السلام به يكى از يارانش ( بزنطى ) هنگامى كه تقاضا كرد امام با نوشتن نامه‌اى براى يكى از حاكمان وقت از وى بخواهد نياز اقتصاديش را بر طرف سازد ، مىفرمايد : من دريغ دارم كه از مثل چنين كسى تقاضا كنى ، اگر نياز دارى بر مال من تكيه كن و هر چه مىخواهى بردار : « أنا أضنّ بك ان تطلب مثل هذا و شبهه و لكن عوّل على مالى » . « 2 » در حديث ديگرى از امام باقر عليه السلام آمده است : كسى كه براى حفظ آبرو و بىنياز شدن از مردم و توسعهء زندگى خانواده و محبت به همسايگان به دنبال كار و روزى برود ، روز قيامت در حالى با خداى عزوجل ملاقات مىكند كه چهره‌اش چون ماه شب بدر مىدرخشد : « من طلب الرزق فى الدنيا استعفافاً عن الناس وتوسيعاً على أهله وتعطّفاً على جاره لقى اللَّه عزوجل يوم القيامة ووجهه مثل القمر ليلة البدر » . « 3 » در منابع اهل سنت نيز از رسول گرامى صلى الله عليه و آله نقل شده است كه فرمود : « لايفتح عبد باب مسألة الّا فتح اللَّه عليه باب فقر ؛ كسى باب سؤال و درخواست از ديگران را نمىگشايد مگر اينكه خداوند باب فقرى را به رويش باز مىكند » « 4 » نيز در ذيل روايتى به همين مضمون آمده است : « لأنّ العفّة خير ؛ زيرا عفيف بودن بهتر است » « 5 » و در ذيل روايت سومى با همين محتوا مىخوانيم : « لأن يأخذ أحدكم أحبله فيأتى الجبل فيحتطب على ظهره فيبيعه فيأكله خير له من ان يسأل الناس معطًى او ممنوعاً ؛ تحقيقاً اگر كسى از شما ريسمان‌هايش را بردارد و به كوه برود و هيزم جمع‌آورى كند و آن را بفروشد بهتر از آن است كه از مردم درخواست كند خواه جواب مثبت به او داده شود يا جواب ردّ بشنود » . « 6 » ج . در جامعه‌اى كه اقتصاد بر اساس ايمان و كرامت انسانى است افراد آن در مصرف و انفاق نيز كريمانه عمل مىكنند ، به گونه‌اى كه اقشار كم‌درآمد احساس ذلت و خوارى نمىنمايند ، « 7 » از اين‌رو در سلوك عملى پيشوايان اسلام مىخوانيم كه حتى در اطعام به مستمندان كارى نمىكردند كه آنان احساس حقارت كنند ؛ مثلًا از اضافهء غذا به آنان نمىدادند ، بلكه از همان ابتدا از بهترين‌هاى سفرهء طعام بر مىداشتند و آن را داخل ظرف بزرگى مىگذاشتند و براى آنها مىفرستادند : « كان الامام على بن موسى الرضا عليه السلام اذا أكل أتى بصحفة فتوضع بقرب مائدته
هامش
( 1 ) . وسائل‌الشيعه ، ج 17 ، ص 73 . ( 2 ) . كافى ، ج 2 ، ص 149 ، ح 5 . ( 3 ) . همان ، ج 5 ، ص 79 ، ح 5 . ( 4 ) . كنزالعمال ، ج 6 ، ص 506 ، ح 16746 به همين مضمون است‌حديث شمارهء 16744 . ( 5 ) . همان ، ح 16744 . ( 6 ) . همان ، ح 16747 . ( 7 ) . تحف العقول ، ص 330 ؛ مسند الإمام الرضا ، ج 2 ، ص 315 .
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى ) — صفحة 113 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي