در نظام اقتصادى اسلام اين است كه در تعارض ميان مصالح جامعه و مصالح فرد ، مصالح جامعه مقدم است از اين معنا در تعبيرى دقيقتر به « هماهنگى مصالح فرد با مصالح جامعه » ياد مىشود ؛ يعنى اگر در نظام سرمايهدارى ، مصالح فرد بر مصالح جامعه غلبه دارد و در نظام سوسياليستى مصالح فرد ، به طور كلى فداى مصالح جامعه مىشود ، در نظام اقتصادى اسلام ميان مصالح فرد و جامعه ، هماهنگى ايجاد شده است ؛ يعنى اينگونه نيست كه فعال اقتصادى در نظام اقتصادى اسلام نبايد و نتواند به مصالح شخصى خود برسد ، بلكه سخن اين است كه تلاش كند به گونهاى به مصالح شخصى خود برسد كه به مصالح جامعه ضربهاى و ضررى وارد نشود .
فعالان اقتصادى با ايمان باور دارند كه آحاد جامعه ، مجموعهاى به هم پيوسته و برخوردار از روح واحد و اعضاى يك پيكرند و جهتگيرى اقتصاد اسلامى چنين است كه در عين احترام به مالكيّت خصوصى ، برنامه را به گونهاى تنظيم كرده كه اموال و ثروتها ، متمركز در دست گروهى محدود و ثروتمند نشود و پيوسته در ميان آنها دست به دست نگردد : « كَىْ لَايَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ مِنْكُمْ » . « 1 »
اساساً روح مقررات اسلامى در زمينهء تحصيل ثروت و وضع مالياتهايى همچون خمس ، زكات ، خراج و جز آن و احكام بيتالمال و انفال و فىء و تحت نظارت رهبر و رئيس حكومت اسلامى بودن آن ، به اين بر مىگردد كه در عين احترام به تلاشهاى فردى ، تأمين مصالح جمع مقدم است و بايد از دو قطبى شدن جامعه ( اقليتى ثروتمند و اكثريتى فقير ) جلوگيرى شود .
خصوصاً وقتى فعال اقتصادى به مبناى اوّل ؛ يعنى خدامالكى : «
المال مال اللَّه يضعه عند الرجل ودائع
» توجه كند مىفهمد كه اگر بخواهد حقّ اين امانت را آنگونه كه شايسته است بجا آورد بايد به اندازهء نياز و با رعايت اقتصاد و اعتدال مصرف كند و باقيمانده را براى رفع نيازمندىهاى جامعه و مستمندان هزينه نمايد .
بر همين اساس امام صادق عليه السلام در ادامهء جملهء سابقالذكر مىفرمايد : «
وجوّز لهم ان يأكلوا قصداً ويشربوا قصداً . . . ويعُودوا بما سوى ذلك على فقراء المؤمنين ويَلُمُّوا به شَعَثهم
؛ خداوند به آنها اجازه داده است كه با رعايت اعتدال از اين اموال بخورند و بياشامند . . . و اضافه را در اختيار نيازمندان از مؤمنان و سامانبخشى پراكندگى آنان هزينه كنند » . « 2 »
به ويژه با توجّه به آنچه در تعاليم عرفانى و اخلاقى اسلام مطرح است كه اساساً مصلحت نهايى و سعادت جاودانهء فرد در اين است كه از مصالح جامعه و هم نوعان و بالاخص از مصالح برادران دينىاش غافل نشود و عيش و شادابى زندگىاش را در شاداب ساختن و آبادى معيشت ديگران ببيند . « 3 »
هامش
( 1 ) . حشر ، آيهء 7 .
( 2 ) . تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 13 .
( 3 ) . اشاره به آنچه از امام رضا عليه السلام در مباحث پيشين گذشت كه « احسن الناس معاشاً من حسن معاش غيره في معاشه » .