تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
اميرمؤمنان على عليه السلام در جواب نامهء حسن بصرى مىخوانيم : « لكنّه المالك لِما ملّكهم والقادر على ما عليه أقْدرهم » . « 1 » همچنين در همان منابع ، تعبيراتى از صحابه و تابعين نقل شده كه بيانگر همين موضوع است ؛ از جمله تعبير به « المال عارية » به يحيى بن خالد « 2 » و تعبير به « المال ودائع اللَّه فى الدنيا » به جرير بن عبداللَّه البجلى « 3 » و جملهء « المال مال اللَّه » به خليفهء دوم « 4 » نسبت داده شده است .

2 . مبناى تسخير

از نكاتى كه لازم است به عنوان يك پيش‌فرض و اصل پذيرفته شده ، تلقّى گردد و پيش از ورود در برنامه‌ريزىها و فعاليت‌هاى اقتصادى اسلامى مورد عنايت قرار گيرد ، امكان بهره‌مندى از همهء ذخاير ارضى براى انسان است ، حقيقتى كه قرآن كريم براى تبيين آن واژهء « تسخير » را به استخدام گرفته و در آيات متعدّدى از مسخّر بودن نهرها : « سَخَّرَ لَكُمُ الْأَنهَارَ » « 5 » و كشتىها : « سَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ » « 6 » و درياها و نعمت‌هاى دريايى : « وَهُوَ الَّذِى سَخَّرَ الْبَحْرَ » « 7 » و حتى از مسخر بودن خورشيد و ماه : « وَسَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَائِبَيْنِ » « 8 » و شب و روز « وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ » « 9 » و بلكه آنچه در آسمان‌ها و زمين است « أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّماوَاتِ وَمَا فِى الْأَرْضِ » « 10 » سخن گفته است ، چنان‌كه از « لام » اختصاص و حليّت و جواز انتفاع ، بهره گرفته و فرموده است : آنچه در زمين است براى شما و نفع وانتفاع شما خلق شده است : « هُوَ الَّذِى خَلَقَ لَكُمْ مَّا فِى الْأَرْضِ جَمِيعاً » . « 11 » از كلمات ارباب لغت به‌دست مىآيد كه واژهء « تسخير » به معناى رام كردن « والتسخير التذليل » « 12 » و سوق دادن چيزى به سوى هدفى خاص : « التسخير سياقة إلى الغرض المختصّ قهراً » « 13 » است ؛ در نتيجه تسخير كائنات و موجودات آسمان‌ها و زمين براى انسان كه قرآن كريم در آيات فوق بر آن تأكيد دارد بدين معناست كه خداوند اين موجودات را قابل استفاده ، و رامِ براى انسان قرار داده است . به بيان ديگر : گرچه ظاهراً غرض اصلى در ذكر اين نعمت‌هاى عظيم پى بردن انسان غافل ، به ربوبيّت و عظمت و قدرت و حكمت حضرت حقّ و اختصاص تدبير عالم به اوست و نيز دريافتن ارزش والاى انسانى است و اينكه ابر و باد و مه و خورشيد و فلك همه براى انسان در كارند و همه سرگشته و خدمتكار او تا بردهء غير خدا و اسير
هامش
( 1 ) . معراج الوصول الى معرفة فضل آل الرسول ، ص 75 . ( 2 ) . تاريخ بغداد ، ج 14 ، ص 134 . ( 3 ) . تهذيب الكمال ، ج 4 ، ص 540 . ( 4 ) . مغنى ابن قدامه ، ج 6 ، ص 167 . ( 5 ) . ابراهيم ، آيهء 32 ( 6 ) . ابراهيم ، آيهء 32 . ( 7 ) . نحل ، آيهء 14 . ( 8 ) . ابراهيم ، آيهء 33 . ( 9 ) . ابراهيم ، آيهء 33 . ( 10 ) . لقمان ، آيهء 20 . ( 11 ) . بقره ، آيهء 29 . ( 12 ) . مجمع البحرين ، طريحى ، مادهء « سخر » . ( 13 ) . مفردات الفاظ القرآن ، راغب اصفهانى ، مادّهء « سخر » .
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى ) — صفحة 109 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي