اميرمؤمنان على عليه السلام در جواب نامهء حسن بصرى مىخوانيم : «
لكنّه المالك لِما ملّكهم والقادر على ما عليه أقْدرهم
» . « 1 »
همچنين در همان منابع ، تعبيراتى از صحابه و تابعين نقل شده كه بيانگر همين موضوع است ؛ از جمله تعبير به «
المال عارية
» به يحيى بن خالد « 2 » و تعبير به «
المال ودائع اللَّه فى الدنيا
» به جرير بن عبداللَّه البجلى « 3 » و جملهء «
المال مال اللَّه
» به خليفهء دوم « 4 » نسبت داده شده است .
2 . مبناى تسخير
از نكاتى كه لازم است به عنوان يك پيشفرض و اصل پذيرفته شده ، تلقّى گردد و پيش از ورود در برنامهريزىها و فعاليتهاى اقتصادى اسلامى مورد عنايت قرار گيرد ، امكان بهرهمندى از همهء ذخاير ارضى براى انسان است ، حقيقتى كه قرآن كريم براى تبيين آن واژهء « تسخير » را به استخدام گرفته و در آيات متعدّدى از مسخّر بودن نهرها : « سَخَّرَ لَكُمُ الْأَنهَارَ » « 5 » و كشتىها : « سَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ » « 6 » و درياها و نعمتهاى دريايى : « وَهُوَ الَّذِى سَخَّرَ الْبَحْرَ » « 7 » و حتى از مسخر بودن خورشيد و ماه : « وَسَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَائِبَيْنِ » « 8 » و شب و روز « وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ » « 9 » و بلكه آنچه در آسمانها و زمين است « أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّماوَاتِ وَمَا فِى الْأَرْضِ » « 10 » سخن گفته است ، چنانكه از « لام » اختصاص و حليّت و جواز انتفاع ، بهره گرفته و فرموده است : آنچه در زمين است براى شما و نفع وانتفاع شما خلق شده است : « هُوَ الَّذِى خَلَقَ لَكُمْ مَّا فِى الْأَرْضِ جَمِيعاً » . « 11 »
از كلمات ارباب لغت بهدست مىآيد كه واژهء « تسخير » به معناى رام كردن «
والتسخير التذليل » « 12 »
و سوق دادن چيزى به سوى هدفى خاص : «
التسخير سياقة إلى الغرض المختصّ قهراً » « 13 »
است ؛ در نتيجه تسخير كائنات و موجودات آسمانها و زمين براى انسان كه قرآن كريم در آيات فوق بر آن تأكيد دارد بدين معناست كه خداوند اين موجودات را قابل استفاده ، و رامِ براى انسان قرار داده است .
به بيان ديگر : گرچه ظاهراً غرض اصلى در ذكر اين نعمتهاى عظيم پى بردن انسان غافل ، به ربوبيّت و عظمت و قدرت و حكمت حضرت حقّ و اختصاص تدبير عالم به اوست و نيز دريافتن ارزش والاى انسانى است و اينكه ابر و باد و مه و خورشيد و فلك همه براى انسان در كارند و همه سرگشته و خدمتكار او تا بردهء غير خدا و اسير
هامش
( 1 ) . معراج الوصول الى معرفة فضل آل الرسول ، ص 75 .
( 2 ) . تاريخ بغداد ، ج 14 ، ص 134 .
( 3 ) . تهذيب الكمال ، ج 4 ، ص 540 .
( 4 ) . مغنى ابن قدامه ، ج 6 ، ص 167 .
( 5 ) . ابراهيم ، آيهء 32
( 6 ) . ابراهيم ، آيهء 32 .
( 7 ) . نحل ، آيهء 14 .
( 8 ) . ابراهيم ، آيهء 33 .
( 9 ) . ابراهيم ، آيهء 33 .
( 10 ) . لقمان ، آيهء 20 .
( 11 ) . بقره ، آيهء 29 .
( 12 ) . مجمع البحرين ، طريحى ، مادهء « سخر » .
( 13 ) . مفردات الفاظ القرآن ، راغب اصفهانى ، مادّهء « سخر » .