زيرا شفاعت شفيعانُ ديگر گاه پذيرفته مىشود و گاه ممكن است پذيرفته نشود زيرا بار گناه ، سنگينتر از شفاعت است . اما توبهء واقعى كه با ندامت كامل و تصميم بر عدم تكرار گناه و جبران گذشته و اعمال صالح آينده صورت گيرد قطعاً در پيشگاه خداوند پذيرفته خواهد شد . بنابراين گنهكاران بهجاى اينكه به انتظار شفاعت شفيعان بنشينند بهتر است توبه كنند و شفاعت را براى تأكيد بر پذيرش آن از شفيعان بخواهند .
خداوند بهطور مطلق در قرآن مجيد مىفرمايد : « « وَهُوَ الَّذِى يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَعْفُوا عَنِ السَّيِّئَاتِ » ؛ خداوند كسى است كه توبه را از بندگانش مىپذيرد و گناهان آنها را مىبخشد » . « 1 »
در پنجمين نكته اشاره به اهميت قناعت كرده ، مىفرمايد : « هيچ گنجى بىنيازكنندهتر از قناعت نيست » ؛ (
وَ لَاكَنْزَ أَغْنَى مِنَ الْقَنَاعَةِ
) . گنجهاى ديگر پايان مىپذيرند ، گنجى كه پايان نمىپذيرد گنج قناعت است .
اضافه بر اين ، براى حفظ گنجهاى ظاهرى رنج فراوان بايد كشيد چراكه دشمنان و سارقان و حسودان دائماً در كمين آناند . ولى گنج قناعت هيچ سارق و دشمن و حسودى ندارد . و به گفتهء سعدى :
گنج آزادگى و كنج قناعت ملكى است * كه به شمشير ميسر نشود سلطان را
و به گفتهء حافظ :
گنج زر ، گر نبود ، كنج قناعت باقى است * آنكه آن داد به شاهان به گدايان اين داد
در گفتار حكيمانهء 57 آمده بود : «
الْقَنَاعَةُ مَالٌ لَاينْفَدُ
؛ قناعت سرمايهاى است كه هرگز تمام نمىشود » . همين مضمون در گفتار حكيمانهء 349 و گفتار حكيمانهء 229 آمده بود .
هامش
( 1 ) . شورى ، آيهء 25 .