371 لَا شَرَفَ أَعْلَى مِنَ الْإِسْلَامِ ، وَ لَاعِزَّ أَعَزُّ مِنَ التَّقْوَى ، وَ لَامَعْقِلَ أَحْسَنُ مِنَ
الْوَرَعِ ، وَ لَاشَفِيعَ أَنْجَحُ مِنَ التَّوْبَةِ ، وَ لَاكَنْزَ أَغْنَى مِنَ الْقَنَاعَةِ ، وَ لَامَالَ أَذْهَبُ لِلْفَاقَةِ مِنَالرِّضَى بِالْقُوتِ . وَ مَنِ اقْتَصَرَ عَلَى بُلْغَةِ الْكَفَافِ فَقَدِ انْتَظَمَ الرَّاحَةَ وَتَبَوَّأَ خَفْضَ الدَّعَةِ وَالرَّغْبَةُ مِفْتَاحُ النَّصَبِ وَمَطِيَّةُ التَّعَبِ ، وَالْحِرْصُ وَالْكِبْرُ وَالْحَسَدُ دَوَاعٍ إِلَى التَّقَحُّمِ فِي الذُّنُوبِ ، وَ الشَّرُّ جَامِعُ مَسَاوِي الْعُيُوبِ .
امام عليه السلام فرمود :
هيچ شرافتى برتر از اسلام نيست و هيچ عزتى گرانبهاتر از تقوا ، هيچ پناهگاهى بهتر ونگهدارندهتر از ورع ( وپرهيزاز شبهات ) نمىباشد ، هيچ شفيعى نجاتبخشتر از توبه ، هيچ گنجى بىنياز كنندهتر از قناعت و هيچ سرمايهاى براى از بين بردن فقر بهتر از رضا بهمقدار حاجت نمىباشد . آنكسكه به مقدار نيازاكتفاكند به آسايش و راحتى هميشگى دست يافته و در فراخناى آسودگى جاى گرفته است در حالى كه دنياپرستى كليد رنجوبلاومَركب تعب و ناراحتى است . حرص و تكبر و حسد انگيزههايى هستند براى فرو رفتن در گناهان ، و شر و بدكارى ، جامع تمام ( اين ) عيبهاست . « 1 »
هامش
( 1 ) . سند گفتار حكيمانه :
در كتاب مصادر آمده است كه مرحوم سيد رضى اين گوهرهاى پرارزش را از خطبهء اميرمؤمنان عليه السلام كه به نام « خطبة الوسيلة » معروف است برگرفته و گروهى قبل از سيد رضى و بعد از او آن را نقل كردهاند . ازجمله مرحوم كلينى در كتاب روضهء كافى آن را بهطور كامل آورده است و بخشى از آن را ابن شعبهء حرانى در تحف العقول آورده همانگونه كه با تفاوت مختصرى در وصيت اميرمؤمنان عليه السلام به فرزندش امام حسين عليه السلام نيز آمده است . نيز مرحوم صدوق در كتاب امالى به آن اشاره كرده است ( مصادر نهجالبلاغه ، ج 4 ، ص 271 ) .
اضافه مىكنيم : در كتاب شريف من لا يحضر نيز اين كلمات نورانى به عنوان خطبهاى كه اميرمؤمنان عليه السلام بعد از رحلت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بيان كرده ذكر شده است . ( من لا يحضر ، ج 4 ، ص 406 ، ح 5880 ) .