مرحوم خطيب در كتاب مصادر در ذيل اين گفتار حكيمانه سخنى دارد كه با ذكر آن اين بحث را كه بسيار عميق و گسترده است پايان مىدهيم .
او مىگويد : اين سخن از كلمات جامع و مانع آن حضرت ( صلوات اللَّه عليه و سلامه ) مىباشد كه در عين اختصار و فشردگى ، اساس تمام بحثهايى است كه طرفداران عدل و توحيد از مسلمين ، آن را گفتهاند و نوشتهاند .
سپس مىافزايد : صاحب طراز ( اميريحيى علوى زيدى ) مىگويد : اين دو جمله تمام آنچه را علوم توحيد با همهء وسعتش و علوم حكيمانه با تمام گستردگىاش با لطيفترين و فشردهترين عبارات بيان كرد و اگر در كلام اميرمؤمنان در باب توحيد و عدل جز اين دو جمله نبود در فضل و مقام آن حضرت و دارا بودن دقيقترين نكات بلاغت كافى بود تا چه رسد به ساير حكمتهاى دينى آن حضرت و آداب درخشان علميه ؛ و ما به لطايف كلام آن حضرت اشاراتى داشتيم و آنچه را خداوند از اسرار علوم آن حضرت به ما روزى داده بود در شرح كتاب نهجالبلاغه آورديم و آن كتابى است جامع تمام صفات پسنديده و خصال نيكو دربارهء دين و دنيا . « 1 »
و چه غافلاند كسانى كه در باب خداشناسى ، او را داراى جسم و اعضا مىدانند يا مىگويند كه در آخرت با همين چشم ، به صورت حسى ديده مىشود و همچنين كسانى كه منكر عدالت او هستند اجبار بندگان و سپس مجازات آنها را براى اعمالشان دربارهء خدا جايز مىشمرند و انحرافات فراوانى بهدنبال دورافتادن از چشمهء فيض اهلبيت عليهم السلام دامنگير آنها شده است . و ما افتخار مىكنيم كه بهعنوان پيروان آن مكتب ، اصل عدل را يكى از اصول پنجگانهء دين خود مىشمريم .
* * *
هامش
( 1 ) . مصادر نهجالبلاغه ، ج 4 ، ص 317 .