سوارانى بودند كه همچون سرنيزهها دربرابر مخالفينشان صف كشيدند در حالى كه تاريكى شب غلبه داشت .
آنها بهدنبال مقصدى بودند كه آغازش به دست آنها بود ولى پايانش از دست آنها خارج . « 1 »
شاعر فارسىزبان نيز مىگويد :
ديدهاى بايد سبب سوراخ كن * تا حجب را بركند از بيخ و بن
تا مسبب بيند اندر لا مكان * هرزه داند جهد و اكساب و دكان
از مسبّب مىرسد هر خير و شر * نيست اسباب و وسائط اى پدر
جز خيالى منعقد بر شاهراه * تا بماند دور غفلت چند گاه
بابا افضل كاشانى نيز در اين زمينه مىگويد :
سعى تو كليد قفل مشكل نشود * تقدير به تدبير تو باطل نشود
گر هر دو جهان خواسته باشند چه سود * چيزى كه خدا نخواست حاصل نشود
قابل توجه اينكه در غررالحكم ، كلام حكيمانهء ديگرى در كنار اين كلام نقل شده كه مفسر و مؤيد آن است ، مىفرمايد : « يجرى القضاء بالمقادير على خلاف الاختيار و التدبير ؛ قضاى الهى همراه مقدرات ، بر خلاف اختيار و تدبير ما جريان مىيابد » . « 2 »
شك نيست كه منظور امام عليه السلام از بيان اينگونه كلمات اين نيست كه انسان دست از تدبير و تلاش و كوشش براى رسيدن به مقاصد مشروع و مطلوب بردارد و همه چيز را به مقدرات بسپارد بلكه منظور اين است كه ضمن هرگونه تلاش و كوشش مراقب باشد كه ماوراء نقشه و تدبير او نقشه و تدبير كس ديگرى است ، از او غافل نگردد ، دل به او بندد و پيروزىها را از او بطلبد .
هامش
( 1 ) . شرح نهجالبلاغهء ابن ابىالحديد ، ج 20 ، ص 176 .
( 2 ) . غرر الحكم ، ح 1791 .