پيام دوم پيام توكل بر خداست و آن اينكه تنها به تقدير و تدبير و قوت فكر خود اعتماد نكنيم بلكه در همه چيز و در هر كار توجه به مسبب الاسباب داشته باشيم و از او مدد بخواهيم و كمك بگيريم .
پيام سوم اينكه : غرور بر ما غلبه پيدا نكند . هنگامى كه مىبينيم صاحب قدرت ظاهرى شدهايم و گروه عظيمى سر بر فرمان ما هستند و مشاوران تيزهوشى داريم كه در همه كار به ما كمك مىكنند مبادا غرور ، ما را بگيرد و از خدا غافل شويم . چراكه گاه مىبينيم همهء اسباب فراهم است ولى كارى از پيش نمىرود . يعنى مقدرات طرح ديگرى براى ما ريخته و تلاشهاى ما دربرابر تقدير الهى همچون نقش بر آب است .
مرحوم مفيد در كتاب ارشاد اين كلام حكمتآميز را با مقدمهاى به اين شرح نقل مىكند : هنگامى كه « شاهزنان » دختر كسرى اسير شد و او را خدمت امام اميرمؤمنان عليه السلام آوردند آن حضرت از او پرسيد : بعد از داستان ابرهه و لشكر فيل و نابودى آن در كنار كعبه ( هنگامى كه جريان به گوش پدرت رسيد ) چه شنيدى ؟
او گفت : اين سخن را از او شنيدم كه مىگفت : هنگامى كه خداوند بر كارى غالب شود تمام طمعها دربرابر آن ذليل مىشوند و هنگامى كه مدت حيات كسى سر آمده باشد مرگ او در چارهانديشىهاى اوست .
امام عليه السلام فرمود : چه سخن زيبايى پدرت گفته است . آرى . سپس فرمود : «
تَذِلُّ الْأُمُورُ لِلْمَقَادِيرِ حَتَّى يكُونَ الْحَتْفُ فِى التَّدْبِيرِ
» . « 1 »
اين جمله همان چيزى است كه در حكمت 16 گذشت و هماهنگ با گفتار حكيمانهء مورد بحث است .
شعراى عرب در اين زمينه اشعار متعددى گفتهاند . ابوتمّام مىگويد :
ورَكبٌ كأطرافِ الأسِنَّةِ عَرَّسوا * على مِثْلِها واللَّيلُ تَسْطو غَياهِبُه
لأمرٍ عليهِم أن تَتُمّ صُدورُه * ولَيس عليهِم أن تَتُمّ عَواقِبُه
هامش
( 1 ) . ارشاد مفيد ، ص 159 ( مطابق نقل علامهء شوشترى در بهجالصباغة ) .