شرح و تفسير تنها بهاى وجود انسان
امام عليه السلام با تعبير گويايى اشاره به بىارزش بودن مواهب مادى و دنيوى و پرارزش بودن وجود انسان مىفرمايد : « آيا آزادمردى پيدا نمىشود كه اين تهماندهء غذا را به اهلش واگذارد ؟ بدانيد وجود شما بهايى جز بهشت ندارد آن را به چيزى جز بهشت نفروشيد » ؛ (
أَلَا حُرٌّ يَدَعُ هذِهِ اللُّمَاظَةَ لِأَهْلِهَا ؟ إِنَّهُ لَيْسَ لِأَنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّةَ ، فَلَا تَبِيعُوهَا إِلَّا بِهَا
) . « لماظه » كه غالب شارحان نهجالبلاغه به ضم لام ذكر كردهاند و تنها بعضى به فتح لام نوشتهاند به معنى باقى ماندهء غذا در دهان است كه انسان پس از فروبردن لقمه با زبان خود آن را از اطراف دهان جمع مىكند و فرو مىبرد و گاه زبانش را بر لبها مىكشد كه اگر چيزى از غذا مانده آن را نيز جمع كند ، و اين تشبيه بسيار گويايى است كه امام عليه السلام درمورد بىارزش بودن مواهب مادى دنيا فرموده است .
اشاره به اينكه اقوام زيادى به اين دنيا آمدهاند و از مواهب آن بهره بردهاند و غذاهاى آن را خوردهاند گويا تهماندهء آن به شما رسيده است ، اصل آن ارزشى نداشته تا چه رسد به تهماندهء آن .
تعبير به « حر » اشاره به اين دارد كه تنها آزادگان مىتوانند خود را از قيد و بند دنياى مادى رها سازند ولى آنها كه اسير شهوات و زرق و برقها هستند هرگز نمىتوانند بهآسانى خود را از عشق به دنيا رها سازند و براى رسيدن به آن دست به هر كارى مىزنند .