شرح و تفسير پسر شوم زبير !
مطابق آنچه در تاريخ طبرى آمده اين گفتار پرمعنا را امام عليه السلام زمانى فرمود كه در جنگ جمل دو لشكر در مقابل هم قرار گرفتند . على عليه السلام بر اسب سوار شد و زبير را صدا زد و او در مقابل امام عليه السلام ايستاد . حضرت فرمود : چه چيز تو را به اينجا آورده ؟ گفت : تو سبب شدى زيرا من براى تو اهليت خلافت قائل نيستم و تو اولى از مانمىباشى . على عليه السلام فرمود : آيا من بعد از عثمان شايستهء خلافت نيستم ؟ ما تو را از طائفهء بنى عبد المطلب ( از طائفهء خودمان ) مىدانستيم تا اينكه فرزند بد تو به وجود آمد و بين ما و تو جدايى افكند . « 1 »
سپس امام عليه السلام سخنانى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله دربارهء خودش و زبير نقل كرد و زبير از خواب غفلت بيدار شد و از جنگ كنارهگيرى كرد . وى بعداً بهوسيلهء ابن جرموز كشته شد و امام عليه السلام از قتل او ناراحت گشت .
ولى بنا بر گفتهء شيخ مفيد اين سخن را امام عليه السلام بعد از قتل زبير بيان فرمود و مانعى ندارد امام عليه السلام آن را در دو حالت بيان فرموده باشد . « 2 »
به هر حال امام عليه السلام در اين گفتار پرمعناى خود مىفرمايد : « زبير همواره از ما اهلبيت ( و از ياران خاص ما ) بود تا آنكه فرزند شومش عبداللَّه نشو و نمو كرد
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 519 .
( 2 ) . جمل ، ص 389 .